Design & Developed BY Patira

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: چه كسي سهم بيشتري در موفقيت‌هايه بارسلونا دارد؟

رأی دهندگان
31. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • ليونل مسي

    19 61.29%
  • پپ گوارديولا

    12 38.71%
صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 56789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 84
  1. #1
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    محل سکونت
    کاشان
    سن
    35
    پست مورد علاقه
    هافبک نفوذی و طراح
    مربی مورد علاقه
    گوارديولا
    بازیکن محبوب
    ژاوي
    اسم واقعی شما
    احمد
    نوشته ها
    105
    تشکر ها
    563
    تشکر شده 620 در 113 پست

    Bia Inja دانشنامه بارسلونا "همه چیز درباره بارسلونا"

    سلا م به همه ی اون کسانی که عاشق فوتبال بارسلونا هستند.
    من این قسمت رو گذاشتم تا دوستداران بارسلونا بدونند چه تیمی رو بهش عشق می ورزند. تا هر چی از این مطالب خواستند استفاده کنند.
    از عزیزانی که مایل به قرار دادن مطلب در اینجا هستند خواهش میشود که لطفا مطالب را با منبع ارسال کنید.


    از عزیزانی که ما را در این کار یاری کنند تشکر می کنیم.


  2. #61
    کاربر محروم

    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    پست مورد علاقه
    وینگر چپ،هافبک تهاجمی
    مربی مورد علاقه
    گواردیولا،کرایوف
    بازیکن محبوب
    فرزندان کرایوف
    اسم واقعی شما
    شهریار

    NetherlandsBarcelona

    نوشته ها
    1,298
    تشکر ها
    3,074
    تشکر شده 7,772 در 1,642 پست

    پیش فرض فوتبال قرن 21.بررسی تاکتیک های بارسا

    سلام دوستان.این گزارش رو از سایت گل دیدم.واقعا فوق العاده بود.یکی از بهترین بررسی های سبک بارسا بود.واقعا دنبال همچین بررسی داشتم میگشتم که خدا بهم نشونش داد.لطفا حوصله داشته باشید تا اخرش رو بخونید واقعا اگه به سبک بارسا علاقه دارید بهترین مرجع فعلی همینه.لطفا شما هم نظراتتون رو بگید.از مدیران گرامی هم میخوام که از بعضی تایپیک ها حمایت کنن مخصوصا توی بخش بارسا نه اینکه فقط توی 3 تایپیک پست داشته باشیم
    سوررئالیستها در برابر رئالیستها / پنج دلیل برای اینکه بارسا در این فصل هنوز رویایی نشده

    مسی ، مسی و باز هم مسی .اما او به گفته منتقدانش در این فصل به مانند چاقویی دو لبه عمل کرده .او در فصل جدید خود خواه تر از گذشته نشان داده .گویی که بدنبال شکستن رکورهای باشگاه است



    Getty

    سایت گل - برخی صاحبنظران بر این عقیده هستند با بارسای این سالها ، فوتبال در حال گذار از دوران مدرنیته و رسیدن به دوران پست مدرنیسم (به مفهوم فوتبالی آن ) است .
    مدرنیته فوتبال و یا فوتبال مدرن در اروپای دهه هفتاد بعد از قهرمانی برزیل در جام جهانی ۱۹۷۰ شکل گرفت .از شاخصه های آن مدرنیسم ،تیم آژاکس /هلند در زمانه خود بود. پایه گذاری اولیه اش هم در کلاس های فوتبال آژاکس که بعدها تبدیل به آکادمیهای فوتبال شد ، در دهه شصت میلادی شکل گرفت .
    از مولفه های اصلی آن دوره از مدرنیته ، مربیان / معلمان تئوری پرداز و ایده ئولوگ بود .مردانی با روایت های کامل و جامع : استفان کواچ ، رینوس میشل و ارنست هاپل .بعدها آن مدرنیته امتداد پیدا کرد تا رسید به میلان اواخر دهه هشتاد و آلمان نود.

    دهه نود و دهه آغازین هزاره سوم را باید عصر رخوت فوتبال نامید .اما در .سالهای پایانی دهه اول قرن بیست و یک شاهد شکوفایی پدیده ایی بنام بارسلونا بودیم این پدیده از دل لاماسیایی بیرون آمد که اتفاقا پایه ریزی آن بوسیله پایه گذاران فوتبال مدرن و مکتب آژاکس انجام شده بود: استفان کواچ و رینوس میشل اما با گذشت زمان و با تکیه بر ارزشهای نوین اروپای بعد از فروپاشی کمونیسم و رشد خرده فرهنگ ها در دل یک اروپایی آزاد و متحد که اجازه ابراز وجود و خودنمایی را به همان خرده فرهنگ ها می داد آرام آرام شاهد بوجود آمدن پدیده های نو و تازه ایی بودیم .
    این دوره جدید در عین شباهت های زیاد ، تفاوت های اساسی با دوره ماقبل خود داشت که آن تفاوتها آنرا بشکل گریز ناپذیر وارد عصر جدیدی میکرد: جهان خرده روایت ها. در این جهان مینی مالی همه چیز بصورت مینی مال شده ، کوتاه ، مختصر و مفید عرضه می شود که نشات گرفته از شرایط جدید ، تحولات سیاسی و اجتماعی ، دنیای انفورماتیک و تکنولوژی نوین می باشد.
    در دنیای فوتبال هم شاهد این تغییرات شدیم دیگر از مربیان تئوری پرداز / روایت گران کلان خبری نیست آنها به پشت صحنه خزیده اند و جای خود را به تکنسین ها /مدیرانی داده اند که معجون و ملقمه ایی از علم مربیگری / علم مدیریت/علم روانشناسی،.... و علوم اجتماعی هستند آنها سخنورانی اند که با فن بیان و ارتباط عمومی قوی سعی در جذب شاگردان خود و تحریک آنان برای یک نمایش دلپذیر در میدان مسابقه هستند.
    دیگر مربی/ معلم در نقش یک دانای کل ظاهر نمیشود .کارها بشکل اجزای تقسیم بندی شده و شکسته شده در وظایف مختلف بین گروهها و اکیپهای مختلف که متخصصینی ازمشاغل و رشته های گوناگون هستند، تقسیم گردیده و مربی درجایگاه یک سوپروایزر وهماهنگ کننده بخش های مختلف قرار گرفته است .
    با این تفاصیل حال اگر شاخصه مربیگری درعصر نوین را به مثابه یکی از مولفه های اصلی دوران پست مدرنیسم قلمداد کنیم به دو مثال خوب میتوان رسید: پپ گواردیلا و ژوزه مورینیو .
    اولی با نوع نگاه غریزی و هوشمند و دومی با نگاه تیزبین و موشکافانه به فوتبال هر دو با بهره گیری از علوم مختلفی که قبلا اشاره شد و نگاه نافذ و تاثیر گذاری که بروی شاگردان خود دارند گر چه به دوشیوه کاملا متفاوت و مجزا از یکدیگر.
    از مولفه های دیگر این دوران از جنبه فنی آن میتوان به دو عنصر سرعت و قدرت اشاره نمود. باید پذیرفت تمام تاکتیک ها و تکنیک های فوتبال آینده بر پایه این دو عنصر اساسی ذکر شده استوار خواهد بود همچنین نزدیک شدن قابلیت های یک مدافع و یک مهاجم به یک هافبک یعنی پیدایش یک بازیکن کامل یا ابر فوتبالیست از دیگر ویژه گی های فوتبال فردا خواهد بود .اما آیا بارسا به عنوان نماد دوران پست مدرنیسم فوتبال و یک جنبش آوانگارد تا چه اندازه میتواند نقش تاریخی خود را در روند این پروسه ایفا نمایند ؟ و یا ایفا کرده ؟ آیا با افت یا میرایی بارسا خلل و خلایی در روند این پروسه تاریخی ایجاد خواهد شد ؟ و یا اینکه این پروسه مجزا از بارسا در قالب و فضایی دیگر به روند و حیات خود ادامه خواهد داد ؟
    اما بارسا در فصل جاری با مشکلاتی مواجه گردیده که با بازیابی و باز تولید خود یحتملا قادر به عبور و گذر از این برهه می باشد .به برخی از مشکلات آنها در فصل جاری اشاره خوهیم کرد
    :

    سیستم بازی
    گواردیلا در این فصل از دو سیستم ۳-۴-۳ و ۴-۳-۳ (۴-۱-۲-۳ ) به تناوب استفاده کرده ولی هنوز در افکار تاکتیکی خود به جمع بندی واحدی بخصوص در مورد سیستم جدید (۳-۴-۳ ) نرسیده و انگار در مرحله آزمون و خطا بسر میبرد .
    دلایلی که او از سیستم فصل پیش به طرف سیستم ۳-۴-۳ تغییر روش داد .را میتوان بطور خلاصه به این شکل بر شمرد:۱
    - آن سیستم به نهایت خود رسیده بود و جا برای پیشرفت بیشتری در کالبد بارسا نمیداشت .قابلیت بالای بازیکنان در آن سیستم اشباح شده دیگر جوابگو نبود .یکنواخت شدن بازی آنها در اواخر فصل گذشته و اینکه تیمها کاملا دست آنها را خوانده بودند
    ۲-کمبود مدافع بدلیل آسیب دیده گی ، نبود یک مدافع چپ تراز اول ، فشردگی ، تعدد و تراکم بازیکن خوب در خط هافبک او را بشکل غریزی ، هوشمندانه و نقادانه به طرف سیستم تازه سوق می داد اما این سیستم جدید که محصول توفیق اجباری و بر اساس هوش و استعداد خود گواردیلا شکل گرفته ، به گفته برخی تحلیل گران می تواند تغییرات شگرفی در فوتبال نوین ایجاد کند .
    سیستم سه دفاعه اگر چه در عمر تاریخ فوتبال بارها به کار گرفته شده اما در فوتبال مدرن اولین بار به وسیله فرانس بکن بائر در تیم آلمان جام جهانی نود بکار گرفته شد در آن جام ، بکن بائر با الهام از نوع بازی خود در آلمان ۷۰،۶۶ و ۷۴ در نقش لیبرو ( مدافع /هافبک وسطی که با تکنیک خوب ، قابلیت حمل توپ و قدرت دریبل زنی تا باکس پنالتی حریف بطور خطی نفوذ میکرد ) که در فوتبال آن زمان که عموما مدافعان در نقش سنتی خود ظاهر میشدند ( فاکتی -ایتالیا ) امر جدیدی محسوب میشد.
    با همین ایده در جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا بکن بائر با قرار دادن پنج مدافع بلند قامت و تنومند (اگن تالر- بوخوالد - کوهلر-برتولد- برمه )که سه تای وسطی دردفاع وسط قرار گرفته بودند به تناوب یکی از آنها را به جلو فرا میخواند که این امر سبب تغییر آهنگ حمله و سردرگمی خط دفاعی حریف که روی مدافع نفوذ کننده حساب نکرده بود ، میگشت.
    این شیوه همچنین اجازه نفوذ بی امان به دو مدافع کناری و مستحکم تر شدن عمق خط دفاعی آلمان هم شده بود .این سیستم که به سیستم ۳-۵-۲ معروف شد تا یک دهه بعنوان یکی از سیستمهای متداول فوتبال جهان استفاده میشد اما بدلیل نگرش های دفاعی و نبود مدافعان چند منظوره و با توان و قابلیت تکنیکی بالا بعد ها منسوخ شد .
    اما سیستم سه دفاعه بارسا کاملا متفاوت با سیستم یاد شده است .اولین نکته این است که سه مدافع سیستم قدیمی جمع بازی میکردند و یک دفاع آخر بعنوان سوئیپر دو مدافع دیگر را پوشش میداد ولی در سیستم جدید، سه مدافع درعرض و با فاصله از هم بازی میکنند .
    در سیستم گواردیلا در خط دفاع ، سه هافبک / مدافع قرار داده شده (دنی آلوس ، ماسچرانو ، آبیدال(آدریانو )).بازیکنانی با هوش بالا ، سرعت بالا ، تکنیکی و دریبل زن ، قادر به حمل توپ در مسافت های بالا ، قادر به اورلپ های کنار خط و عبور از مدافعان کناری و قدرت پاس دهی دقیق در مسافت های کوتاه یا بلند ، برگشت های سریع ، تشکیل دفاع بدون عمق و انداختن مهاجمین حریف در تله های آفسایدی.وهمچنین استفاده از تعداد خطاهای به مراتب کمتر است این شد که ماسچرانو ، پویول اسطوره باشگاه را نیمکت نشین کرد و او را به صرافت خداحافظی از فوتبال انداخت .
    آسیب دیده گی او فقط یکی از دلایل نیمکت نشینی او بود ..پویول متعلق به دوران مدرنیسم است و ماسچرانو سمبل هافبک / مدافعان عصر پست مدرنیسم .با نوع و سبک بازی ماسچرانو، تعریف مدافع در فوتبال آینده تغییر خواهد کرد و این تغییر را از همین حالا با مباحثه های کلان درمحافل آکادمیک و تئوریک فوتبال دنیا شاهد هستیم .تنها نقطه ضعف ماسچرانو قامت کوتاه اوست که در توپ های ارسالی از جناحین وسانتر های بلند ، قافیه را به حریفان خود می بازد .ضربه سری را که په په در بازیهای چهار گانه سال گذشته در بالای سر ماسچرانو به زیبایی به تیر دروازه زد را یادتان هست؟
    .یا گل رونالدو در فینال جام پادشاهی که از بالای سر آدریانو به ثمر رساند .اما مشکل این سیستم و جناب گواردیلا در کجاست ؟ واقعیت این است که پپ هنوز مسلط بر این سیستم نشده و در حال باگ گیری از آن است .
    پپ در هر دو سیستم مورد استفاده سه نفر را عقب زمین نگه می دارد .سال گذشته که با سیستم ۴-۱--۲-۳ بازی میکرد همواره مثلث پویول ، پیکه و بوسکتس در عقب میماندند .آنها عناصر کاملا دفاعی نیز بودند .اما در سیستم جدید او سه عنصر تقریبا تهاجمی به خصوص در کناره ها ( آلوس ،آبیدال، آدریانو ) را در عقب زمین آچمز میکند و خودش را خلع سلاح .این میشود که در جریان بعضی از بازیها سریع تغییر سیستم داده، به سیستم قبلی باز میگردد و دو مدافع کناری را آزاد و به جلو فرا میخواند .اگر او بتواند تا حدودی احتیاط را کنار بگذارد و به درک درستی از این سیستم برسد شاید شاهد تغییراتی شگرف در فوتبال نوین خواهیم شد فوتبالی با دو مدافع / هافبک (ماسچرانو و بوسکتس ) و هشت حمله کننده .
    البته جواب های کلیشه ایی به این پرسش داده شده بعنوان مثال :اگر یکی ازآنها از چپ یا راست برود دیگری بایستد و بوسکتس جای خالی بازیکن نفوذ کننده را پر کند اما در بازی شناور و واترپلویی ( تغییر مدام توپ و جهت بازی از چپ به راست و بر عکس ) و هچنین ضعف امسال آنها در بالهای کناری و همچنین دفاع پرتعداد حریفان در مرکز و یک سوم دفاعی وجود دو مدافع کناری و وجود بازیکنانی که بتوانند از کناره ها و لب خط نفوذ کنند ، لازم و مبرم مینماید.

    سبک بازی
    واقعیت نشان می دهد که در این چند ساله آنقدر از سبک و مدل بازی آنها گفته شده که بزرگترین آنالیزورها و تحلیلگران دنیا را هم به صرافت تجزیه و تحلیل بازی آنها انداخته .مانند یک کروموزم از ساختمان پیچیده دی.ان .ا ی یک موجود جاندار آنقدر بررسی های موشکافانه و دقیق بر روی آن انجام شده که دیگر هیچ نقطه مبهم و پیچیده ایی در بازیشان وجود ندارد مگر تیکی تاکای آنها.حالا همه میدانند دفاع از جلو در مقابل آنها که استاد پاس های تو در تو و عبور از لابرینت های هزار توی هستند علاوه بر اتلاف انرژی اتلاف وقت هم است .
    حالا همه میدانند آنها در یک سوم دفاعی حریف از پاس های ناگهانی و ضربتی پشت دفاع استفاده میکنند برای همین حریفان با ایجاد مربع- ذوزنقه هایی در مرکز دفاعی که از یاران بلند قامت تشکیل شده سعی میکنند تمام توپ های آنها را دفع کنند کاری که میلان و سویا کرد در بازی دیشب آنها با درس از این نکته نه از توپهای بلند که از توپهای روی زمین استفاده کردند مانند گل چهارم اسحاق.
    حالا همه میدانند آنها با پاس های پرتعداد و پی در پی سعی در دواندن حریف ، خسته کردن ، گرفتن تمرکز و بر هم زدن نظم دفاعی حریف دارند اما .تا .پاس های آنان به پشت محوطه جریمه شما نرسد آرام و بی استرس فقط توپ را دنبال کنید .راحت باشید ،خطری شما را تهدید نمیکند این است رمز نهفته در بازی آبی و اناری ها که چرا کمتر از حریف میدوند .آنها با مالکیت توپ و دوندان آن شما را وادار به دویدن بیشترمیکنند .حالا همه میدانند که آلوس در نقطه کور دفاعی حریف قرار میگیرد او استاد شکستن خط آفساید حریف است .
    او بعد از گذشتن از خاک ریز دفاعی توپ ها رانه به دهانه دروازه حریف بلکه به بیرون ارسال میکند .حالا همه میدانند که مسی در نزدیک مرکز زمین متمایل به راست جایگیری میکند وزمانی که توپ اول را که گرفت پاس داده و خود در فضای خالی حرکت میکند دیگر .کسی از آنجا با او یارگیری نمیکند .اما در یک سوم دفاعی اگر صاحب توپ شد کاملا خطرناک است .یا دریبل میزند یا با یک دو کردن و حرکات ترکیبی به تو میزند یا پاس های کشنده پشت دفاع میفرستد.
    حالا همه میدانند چابی به مثابه مغز متفکر و مهندس تیم ، کار طراحی را چه در زمین خودی و چه در پشت محوطه جریمه حریف با آن چشمان عقابی سیصد و شصت درجه ایی و چرخش های بک تو بک و مثال زدنی اش انجام میدهد و در کسری از ثانیه جهت و شکل بازی را تغییر میدهد .
    حالا همه میدانند دیوید ویا توان دور زدن حریف را ندارد. شگرد اواستارت های ناگهانی از کناره ها بسمت عمق و دریافت پاس های عمقی میباشد .همچنین در محوطه جریمه حریف ضربات آخر را بشکل مورب خیلی خوب میزند .حالا همه میدانند اینیستااستارت های تماشایی دارد ، پا به توپ خیلی خوب به عمق میزند و پاس های ناگهانی کشنده ایی دارد همه میدانند بارسایی ها از توپهای با ارتفاع و سانتر های بلند استفاده نمیکنند .
    حالا همه در مقابل آنها با دفاعی پر تعداد و متمرکز که هدفش بازی خوانی سریع ، قطع پاس های پی در پی و شاهراههای ارتباطی آنان و استفاده از ضد حمله های برق اسا است، ظاهر میشوند .وقتی بارسایی ها توپ را سریع به چرخش در میآورند و سرعت بازی را بالا میبرند میتوانند حربه های حریف را خنثی کنند اما زمانی که قادر به انجام آن نیستند مشکلات شروع میشود.
    حالا همه میدانند که آنها هنر فضا سازی و فرار به فضاهای خالی ، چه با توپ و چه بی توپ را بخوبی میدانند .حالا همه هنر و فن کوزه گری را می دانند ولی کسی نیست که فوت کوزه گری را بداند !

    مقایسه سبک بازی بارسا و رئال
    مقایسه سبک بازی این دو تیم در واقع تفاوت سبک سوررئالیستها در مقابل رئالیستها و در واقع یک قیاس مع الفارق است .مقایسه ایی است بین سالوادر دالی و پابلو پیکاسواز یکطرف با دیه گو ولاسکوئزاز طرف دیگر .شاید این سوال برای خیلی از دوستداران فوتبال ایجاد شده که چرا تیمها در برابر بارسا( در مقایسه با رئال ) دفاعی تر و با تعداد بیشتر این صخره دفاعی را تشکیل میدهند .این پرسش پاسخ ساده ایی دارد .
    اساس سبک بازی کاتالان ها بر اساس مالکیت توپ است آنها علاقه زیادی به داشتن توپ دارند حتی برای انجام بازی تفریحی خرس وسط در اثنا یک بازی رسمی .آنها هیچ علاقه ایی به از دست دادن توپ ندارند حتی به قیمت پاتک زدن و گل زدن به حریف.یا حفظ پیروزی به همین دلیل حریفان در زمانی که صاحب توپ نیستند چاره ایی جز دفاع کردن ندارند باز بازی کردن آنها در برابر بارسا خود کشی محض است .به همین دلیل دفاع پر تعداد درمواقعی بازی را برای راه راه پوشان گره میزند .
    در مقابل رئالیها به اندازه رقیبشان قادر به حفظ توپ نیستند و مضافا آنها گاها با روش تله گذاری میانه میدان را به حریف میدهند تا تیم مقابل باز شده و نفوذ کند. اما به محض ربایش توپ با استفاده از شگرد عالی شان که ضد حمله های سریع و برق آسا است حریف را از پای در میآورند .ضد حمله های آنها در فوتبال حال حاضر دنیا بی نظیر و بی بدیل است.
    از سوی دیگر اگر زمین مسابقه را به مستطیل هایی مساوی تقسیم کنیم یاران گواردیلا با حرکت خزنده و تدریجی خود با هاشور زدن مستطیل قبلی پا به درون مستطیل جدید می گذارند آنها با روش نقطه گذاری از نقطه اول شروع کرده ، بمانند یک الگوریتم ریاضی و با حوصله وافر تا رسیدن به نقطه آخر آنرا ادامه میدهند .حرکت آنها مانند پازلی است که باید بدقت همه خانه های آن بدون انجام هیچگونه اشتباهی پر شود.
    زمانی که آخرین پازل در جای خود قرار گرفت بیننده متوجه پازل های قبلی میشود و در نهایت خودش را در مقابل یک تابلو خوش و آب رنگ میبند که از هر تکه آن صرافت، ظرافت و هنر می بارد درآنطرف روش مادریدی ها روشی است سهل و ممتنع .آنها به سادگی هر چه تمامتر و با عناصر سرعتی خود در کمترین زمان ممکنه ، با سه توپ خود را به دروازه حریف می رسانند .ضربات آخر آنها بسیار کشنده است .این نشاندهنده آن است که آنها در تمرینات روی ضربات آخر خیلی کار میکنند .گل سوم آنها به ویارئال یک گل مادریدی ناب و خالص بود..با سه توپ و سه پاس ، توپ درون دروازه زرد پوش ها قرار گرفت .
    مورینیو به عنوان یک مربی مولف ، شباهتهای اساسی را درهمه تیمهای تحت نظرش پیاده میکند: فوتبال درگیرانه و ضد حملات خیلی سریع اما.در هر حال باید متذکر شد برای پیاده سازی هر دوی این مدل ها نیاز به ابزار لازمه خاصه خود میباشد.ناگفتنی پیداست که هر سبک البته طرفداران خاص خود ر دارد .شما چطور ؟از کدام دسته هستید ؟ کدام را می پسندید ؟ حجم گرایی کوبیسمی دالی و پیکاسو یا پرتره های واقع گرایانه ولاسکوئز را ؟ .

    لئو مسی
    مسی ، مسی و باز هم مسی .اما او به گفته منتقدانش در این فصل به مانند چاقویی دو لبه عمل کرده .او در فصل جدید خود خواه تر از گذشته نشان داده .گویی که بدنبال شکستن رکورهای باشگاه است .در موقعیت هایی که به سادگی میتوانست یار خودی را صاحب توپ کند ، بدون گذشت خودش ضربه آخر را در شرایطی هر چند نامتعادل نواخته . بعد از دست دادن پنالتی در برابر سویا ، در چند بازی گذشته عصبی ، نامتعادل و بدون تمرکز کافی نشان داده بود .
    تعداد پاس های پر اشتباه او همه هوادارانش در سراسر جهان را در بهت و تعجب فرو برده بود چه هیچگاه او را چنین پر اشتباه ندیده بودند در جریان بازی با گرنادا شاید برای اولین بار به ویا به شکل عصبی معترض شد که چرا به او پاس نداده اما در بازی مایورکا بعد از به ثمر رساندن آن پنالتی باز ما شاهد همان مسی همیشگی بودیم .بازیابی مسی و رساندن او به شرایط نرمال و طبیعی آنقدر برای بارسایی ها حائز اهمیت بود که در طول هفته گذشته مرتب شاهد مصاحبه هایی از کادر فنی گرفته تا بازیکنان در حمایت از مسی بودیم حتی در اوایل بازی با مایورکا ، دیوید ویا در یک موقیعت صد در صدی ترجیح داد مسی را صاحب توپ کند که این نشان دهنده اهمیت شرایط این بازیکن برای مجموعه تیم است بعد از به ثمر رساندن پنالتی دیشب تمام نیمکت بارسا از جا بلند شد گل دوم و سوم او به مایورکا در عین سادگی ولی کاملا هوشمندانه بود .گل دوم در کمال خونسردی و گل سوم با محاسبه دقیق زمان و نقطه فرود توپ حاصل گشت.
    در چنین شرایطی منتقدان فوتبال بارسا بر عقیده قدیمی خود بیشتر پا فشاری میکنند که بارسای بدون مسی یعنی یک تیم معمولی .آنها این نظریه را تعمیم داده و عنوان میکنند گواردیلای بدون بارسا هم یعنی یک مربی معمولی .در مقابل طرفداران بارسا تیم ملی آرژانتین را مثال میزنند که چگونه مسی در آنجا درخشش بارسلونا را ندارد .اما اگر بخواهیم یک نظریه بینابینی از میان این دو نظریه را عنوان کنیم باید گفت هم مسی هم گواردیلا هم بارسا لازم و ملزوم همدیگر هستند ظرف و مظروفی هستند که کامل کننده دیگری است .
    میتوان گفت محیط بارسا باعث رشد و شکوفایی مسی و گواردیلا گردید چه هر دو آنها عمر درازی را در این باشگاه سپری کردند .یکی بدون دیگری قادر به ارائه این سطح از توانایی ها نبود به همین قیاس هم میتوان مثال فرگوسن را زد که نام او به نام من یونایتد عجین شده و منفک کردن آنها از یکدیگر کاری عبث و نشدنی است شاید به همین دلیل بود که سر آلکس در اوج اقتدار بارها پیشنهاد تیم ملی انگلیس و کشور خودش یعنی اسکاتلند را رد کرد .اما برای جواب دقیق به این سوال باید شاهد حضور مسی و گواردیلا در باشگاه دیگری باشیم تا بتوان به این سوال بطور جامع پاسخ داد اما پیشاپیش میتوان پیش بینی کرد تکرار موفقیت های این دو در تیمی بجز بارسا نشدنی مینماید به هر حال در صورت افت این ستاره آرژانتینی احتمالا باید شاهد افت بارسا هم باشیم

    وضعیت خط حمله
    وقتی فصل گذشته پایان گرفت ، پپ بهتر از هر کس دیگری به نقاط ضعف تیمش واقف بود .او بخوبی میدانست زوج چابی و اینیستا در میانه میدان ترکیبی شکننده می باشد چه یکی از سن بالایی بهره میبرد و دیگری بنا به خصوصیات ذاتی اش بازیکن نود دقیقه ایی نیست .با توجه به فشردگی بازیها در لالیگا و لیگ اروپایی و اینکه هر دوی اینها در فاز دفاعی کمک چندانی به تیم نمیتوانند بکنند وبازیکن دیگر این خط یعنی سیدو کیتا بعنوان یک بازیکن ثابت نمیتواند مورد توجه قرار گیرد .
    پپ بدنبال بازیکنان دیگری هم بود .او بازیکنانی را نیاز داشت که با داشتن انرژی جوانی بتوانند به تیم در جلو و عقب کمک کنند .تیاگو یک موهبت الهی بود که از تیمهای پایه نصیبش شد .با آمدن فابرگاس هم کمک زیادی به پیکان خط حمله شد که از وجود مسی بعنوان مهاجم کاذب استفاده میکرد و از ترکیب این دو میتوانست زوج خوبی را در پست حمله خود تشکیل دهد .
    اما در جناحها و بالها مشکلات او اساسی تر بود او بخوبی میدانست تیمهای این فصل با شناختی که از بارسا پیدا کرده اند با دفاعی پر تعداد تر در مقابل آنها ظاهر خواهند شد یکی از راه حل های این مساله در داشتن دو بال تکنیکی و با سرعت بالا که بتواند از فضاهای گوشه زمین استفاده کند و قادر به دور زدن دفاع حریف باشد ، میبود .جذب سانچز برای او از هر چیز دیگری واجبتر بود .
    پپ در دفاع چپ هم با مشکل مواجه بود.آبیدال پا به سن گذاشته ، قادر به رفت و آمد های مکرر در جریان بازی نیست .آدریانو حال و هوای سینوسی دارد گاهی بالا و گاه پائین .ماکسول در لیست فروش قرار گرفته .حال تا اینجای فصل مشکلات پپ فزونی پیدا کرده .دیوید ویا پا به سن گذاشته و با آن جوان سر پنجه و چابک والنسیا فاصله زیاد دارد او در والنسیا پشت سر تک مهاجم و یا مهاجم دوم بازی میکرد و عملکرد فوق العاده ایی داشت.ا
    و در تیم ملی اسپانیا هم هر زمان که متمایل به وسط شده بازیکن خطرناکی میشود و ضربات آخر را خوب مینوازد .اما در نقش بال نه توان و نه سرعت کافی برای دور زدن مدافع حریف ندارد ..در سوی دیگر پدرو به هیچ وجه در فرم خوب خودش بسر نمیبرد و تازه هم مصدوم شده .الکسیس سانچز تا آمد با سیستم بارسا آشنا و در آن جا بیافتد مصدوم شد .او در همان چند بازی اولیه هم که برای بارسا انجام داد ، پر استرس ظاهر شد .
    ابراهیم آفلای هم مصدوم شده و تا آخر فصل نمیرسد .پپ در چند بازی بدلیل کمبود بازیکن حتی از آدریانو و ماکسول در نقش بال استفاده کرد.در دو بازی اخیر او از جوانی از تیمهای پایه بنام اسحاق کناکئو استفاده کرده هر چند که بد کار نکرده و در بازی با مایورکا یک گل مسی وار هم زد اما تا رسیدن به ترکیب ثابت تیم راه درازی در پیش دارد .
    از طرف دیگر مسی و سسک حتی با قابلیت هایی که دارند ، پپ را در فکر فرو برده اند که آنها خلا یک مهاجم هدف را برای تیمش پر نخواهند کرد ..برای او مهاجمی نیاز است که سیستم بازی اش هم با فلسفه وسبک بازی بارسا مچ شده باشد .
    از اینرو پپ بشدت بدنبال به خدمت گرفتن نیمار در نوک حمله ، ولکات در بال .و اشلی یانگ برای جناح چپ در تعطیلات زمستانی است .در این میان به خدمت گرفتن ولکات برای بال چپ و یا راست و با توجه به سرعتی که دارد میتواند مشکلات زیادی از تیم بارسا را درکناره ها حل کرده و به آنها برای نیم فصل دوم کمک برساند

    ضربات ایستگاهی و میانگین کوتاه قدی
    بارسا یکی از معدود تیمهایی است که از ضربات ایستگاهی مانند ضربات کرنر و سانترهای ارسالی استفاده نمیکند .یکی از دلایل آن میانگین کوتاه قدی آنها و نحوه بازیشان که روی زمین است ، میباشد تقریبا بجز بوسکتس و آبیدال در ترکیب اصلی( پویول و پیکه محاسبه نشده اند ) هیچکدام از آنها قادر به زدن ضربات سر نیستند آنها تقریبا هیچ گلی رادر این فصل با این نوع ضربات به ثمر نرسانده اند مضاف به اینکه از همین مکان ضربه خورده اند مانند گل تساوی میلان بوسیله سیلوا در دقیقه ۹۲ .
    در بسیاری از مسابقاتی که بازی برای آنها گره میخورد این یکی از کارامدترین وسهل الوصول ترین روشها برای رسیدن به گل بنظر میرسد با اینهمه یک نکته را نباید از نظر دور داشت که سیستم دفاعی آنها سیستم منحصر بفردی در جهان فوتبال است .آنها حتی در حالت حمله هم در پوزیشن دفاعی قرار دارند و با مالکیت توپ و بازی خوانی خوب خود یک فاز از جریان بازی جلوتر حرکت میکنند این تقدم فاز به آنها اجازه میدهد در صورت از دست دادن توپ با پرس چند جانبه و از جهت های مختلف یار صاحب توپ را تحت فشار قرار داده وبا قطع شریانهای ارتباطیش و بستن فضاها مجددا توپ را بدست آورند این امر سبب میگردد که انرژی و دوندگی کمتری در طول بازی صرف نمایند البته شاید راه مقابل با این نوع دفاع استفاده از توپهای بلند و حرکت های زیگزاگی در جهات مخالف باشد .به هر حال این سبک از دفاع تیمی و یک دروازبان آماده باعث شده که آنان در چند بازی متوالی گلی را دریافت نکنند


    کسی میگفت سبک بازی بارسا، بازی به سبک سوسیال لیبرال دموکرات ها ست .لقبی که آنرا به مدد یک اروپای آزاد و بدون مرز بدست آورده اند .حال باید دید این سوسیال لیبرال دموکرات های اروپایی در مصاف با شاهزادگان مادریدی در تاریخ ده دسامبر چکار خواهند کرد دیداری که شاید بمانند دیدار رفت سال گذشته چهره قهرمان از درونش تا حدودی روشن شود البته شاید

    یک چیز هم خودم در ادامه اظافه میکنم که واقعا نویسنده بهش دقت نکرده.خرید الکسیس کاملا یک خرید نسبی بود.پپ واقعا یک بومی گرای افراطی هست.همین عامل شاید باعث باشه در مواقعی که پدرو روی فرم هست از پدرو استفاده کنه و الکسیس رو نیمکت نشین.حتی اگه ویا روی فرم نباشه.از طرفی پپ ترجیح میده ریسک نکنه و ادریانو و الوز رو مشترکن تهاجمی استفاده نکنه مگه اینکه از سه مدافع مثل بوسکتس و پویول و پیکه یا ماسکرانو بهره ببره.یعنی هرگز حاظر نیست با 8 بازیکن حمله کنه اونم بدون اینکه دو دفاع وسط مطمئن باشه.بعضا دیدیم داره ابیدال رو هم تهاجمی میکنه تا این سبک جدیدش رو یعنی کلا زمین رو به هافبک ها بده رو امتحان کنه.از طرفی نویسنده میگه بارسا مهاجم هدفش بین سسک و مسی(یعنی تلفیق دو بازیکن) میچرخه در حالی که کاملا اشتباه هست.مسی مهاجم نوک صرف هست.اون اجازه داره همه کار توی زمین بکنه حتی گل به خودی بزنه.چون اولا یک کاتالانه و دوما مهاجم مورد علاقه پپ هست.اون مهاجم هدف و هافبک تهاجمی هست که در مواقع لزوم برای کسی مثل سسک یا اینیستا بازی سازی میکنه.درکل با خرید ولکات به جای ویا به شدت موافقم اما نیمار واقعا در حد بارسا نیست.امیدوارم زمستان یا ولکات یا یک دفاع وسط خوب بگیریم.از طرفی امیدوارم الکسیس به فرم ایده ال برسه تا خط حمله بارسا از فصل قبل تهاجمی تر و بازی ساز تر بشه
    دوستان شما هم نظراتتون رو بگید.ممنون
    ویرایش توسط spiderkiller : 11-02-2011 در ساعت 12:44

  3. 8 کاربر از پست مفید spiderkiller تشکر کرده اند .


  4. #62
    کاربر محروم

    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    پست مورد علاقه
    وینگر چپ،هافبک تهاجمی
    مربی مورد علاقه
    گواردیولا،کرایوف
    بازیکن محبوب
    فرزندان کرایوف
    اسم واقعی شما
    شهریار

    NetherlandsBarcelona

    نوشته ها
    1,298
    تشکر ها
    3,074
    تشکر شده 7,772 در 1,642 پست

    پیش فرض

    خود پپ به عنوان یک مربی برنده پا به برنابئو خواهد گذاشت او در چهار باری که به برنابئو رفته آمار شگفت انگیز سه برد و یک مساوی را در کارنامه دارد

    سایت گل - در حالیکه چیزی به آغاز دیدار سنتی دو قدرت حال حاضر فوتبال اروپا نمانده نگاهی به وضعیت تیمی و بازیکنان آنها خواهیم انداخت
    شرایط بازیکنان
    ویکتور والدس - با دستهایی که بعد ازهر گل به آسمان میرود ، والدس یکی از آماده ترین بازیکنان تیمش بشمار میرود و برخلاف بعضی از همقطارانش بمراتب از چند سال گذشته بیشتر خوش درخشیده و با آماری خیره کننده در بازی های خانگی : بدون دریافت گل ، حالا یک رقیب اساسی برای همتایش در تیم رقیب بشمار میرود امسال تقریبا بجز روی گل دوم میلان و تا حدودی گل ختافه روی معدود گلهایی که دریافت کرده مقصر نبوده در کنار آن یک ویژگی و امتیاز منحصر بفرد هم در کارش دارد: شروع مجدد و بازی با پایش هم در لالیگا بی مانند است و میتواند پاس های دقیق و بلندی را برای یارانش ارسال کند .ضمن اینکه با جایگیری در محوطه جریمه خروجهای برق آسایی هم از دروازه دارد .روز شنبه باید مراقب پاس های عمقی و بلند رئالی ها برای مهاجمان تیز و تند شان باشد



    دنی آلوس - هنوز به درخشندگی سال گذشته ظاهر نشده اما باز هم یکی از یاران کلیدی تیمش محسوب میشود.از معدود بازیکنان بارسا ست که شعاع حرکتی اش کل طول زمین را در بر میگیرد در ال کلاسیکو وظایف سنگینی بر عهده خواهد داشت ضمن مغلوب نشدن در نبردهای یک برابر یک مقابل یکی از بهترین یاران حریف (رونالدو یا دی ماریا ) باید در زمان حمله هم حضوری موثر داشته باشد.پپ احتمالا ازسسک در بال راست جلوی او استفاده خواهد کرد با توجه به اینکه فابرگاس یک وینگر کلاسیک نیست و متمایل به عمق و وسط حرکت خواهد کرد ، الوس باید در نقش یک بال راست کاذب هم ظاهر شود که این جدالش را در برابر هموطنش مارسلو دیدنی خواهد کرد ازسوی دیگر مورینیو احتمالا مانند چهار گانه پارسال از دی ماریا برای خنثی سازی دنی در آن جناح استفاده کند .تقابل این دو بس نفس گیر خواهد بود



    جرارد پیکه - به میزان آمادگی سال گذشته نرسیده ضمن اینکه به نظر میرسد مسائل زندگی خصوصی اش روی فوتبالش تاثیر گذاشته اما قدرت بازی هوایی ، توان روحی بالا و پیروز همیشگی در مسائل حاشیه ایی درون زمین او را مهره غیر قابل جانشین برای مربیش ساخته .ضمن اینکه عدم سرعت کافی در برابر مهاجمین سرعتی حریف یک نقطه ضعف در کارش محسوب میشود

    ماسچرانو - از نقاط قابل اتکا پپ در خط دفاع است که باید دوئل های سرعتی را با مثلث جلویی حریف انجام دهد او ضمن داشتن هوش بالا و نداشتن هیچگونه حشو و زوائد در بازیش با انعطاف بدنی بالا در نبردهای تک به تک مغلوب نمیشود .بعد از چند بازی متوسط ، در برابر لوانته بازگشتی درخشان داشت و توانست اعتماد مربیش را دوباره جلب کند .یکی از خرید های خوب باشگاه که توانسته به نسبت بهتر از سایر بازیکنان خریداری شده در این چند سال خودش را با سبک بازی تیم وفق دهد ، سال گذشته با مصدومیت مدافعان تیم به قلب دفاع کوچ کرد و با بازیهای درخشانش توانست جای خود را در ترکیب ثابت تیم تثبیت کند اما همچنان از کوتاهی قد در نبردهای هوایی رنج میبرد



    پویول - به نظر می اید هنوز از بند مصدومیتش کاملا رهایی نیافته ضمن اینکه در آمادگی کامل به سر نمیبرد احتمالا روی نیمکت قرار خواهد گرفت تا در صورت لزوم به بازی گرفته شود

    اریک آبیدال - سن بالا و عدم تحرک زیاد ، بارسا را به صرافت خرید یک دفاع چپ ششدانگ برای سال آینده خواهد انداخت اما با بودن یک آدریانوی مصدوم همچنان آبیدال در جناح چپ بی رقیب است ضمن اینکه با قامت بلندش در ضربات ایستگاهی خطر ناک حریف به یاری تیم کوتاه قدش خواهد شتافت .اما در مقابل بالهای غیر قابل مهار حریف روز سختی خواهد داشت و احتمالا اجازه نفوذ زیادی پیدا نمیکند ضمن اینکه باید مواظب سوتی های یک خط در میانش هم باشد


    آدریانو - تازه از بند مصدومیت رها شده و احتمال بازیش خیلی کم است اما در صورت لزوم پپ میتواند از سرعتش در جناح چپ استفاده کند
    بوسکتس - با آن پاهای بلند شاهرگ حیاتی تیمش محسوب میشود ، آخرین خاکریز تیم اولین اشتباهش آخرین اشتباه خوهد بود. در تیمی که فقط با یک هافبک دفاعی بازی میکند نقش او برجسته تر مینماید سه سال پیش وقتی پپ اصرار به فروش توره داشت و بوسکتس را از تیم پایه به تیم اصلی آورده بود بعضی ها به او خورده گرفتند اما عاشق لنگ دراز ضمن رو سفید کردن مربی اش جای پای خود را هم در تیم ملی اسپانیا ثابت کرد .روز شنبه متمایل به راست بازی خواهد کرد تا جای خالی آلوز را پوشش دهد مضاف به اینکه باید از نمایش های تئاتری گونه اش دست بردارد که دیگر داورها تره هم برایش خرد نخواهند کرد.از همین حالا یک کارت زرد را میتوان به حسابش گذاشت


    سیدو کیتا - جانشین بالقوه بوسکتس بشمار می اید ضمن اینکه سرعت نسبتا بهتر ، قدرت سرزنی بالاتر و بازی رو به جلوی بهتری نسبت به سرجیو دارد .او را سال آینده در تیمی دیگر خواهیم دید



    تیاگو - با روزهای درخشان آغاز فصل که او را حتی به تیم ملی اسپانیا رساند فاصله گرفته.تیاگو باید برای حرکت رو به جلو و کامل کردن فوتبالش تلاش بیش از حد انجام دهد. ضعف اساسی او در این است که خیلی ساکن بازی میکند اما با توجه به شرایط سنی مناسبی که دارد با پشتکار بیشتر میتواند آینده خوبی را برای خود رقم بزند .احتمال بازی او در ال کلاسیکو کم میباشد

    چابی - طراح ، مهندس ، آرشیتکت ، کارگردان به عبارت دیگر چشم بارسا .ریتم وهارمونی بازی تیمش را در دست دارد .هر وقت در جریان بازی ، بارسا سردرگم عمل میکند باید توپ را به زیر پاهایش رساند تا آرامش را دوباره به تیمش بازگرداند .روز شنبه او را در دو نقطه از زمین خواهیم دید یکی در عقب و یک سوم میانی که طراحی بزرگ و کلان را برای شروع حمله انجام خواهد داد دوم در یک سوم دفاعی حریف جایی که طراحی ریز و مینیاتوری را به سرانجام خواهد رساند او مطمئنا تحت فشار و پرس هافبک های حریف قرار خواهد گرفت و باید شاهد جابه جایی های متوالی اش در زمین مسابقه باشیم اما دیگر پا به سن گذاشته و یک بازیکن نود دقیقه ایی آرمانی محسوب نمیشود بارسا از حالا باید به فکر جانشینی برایش باشد

    اینیستا - همواره مصدومیت های متوالی گریبانگیرش میشود .حالا هم بعد از یک آسیب دیدگی نسبتا بلند مدت به شرایط آرمانی نرسیده اما اگر روزش باشد تبدیل به یکی از نقاط دردسر ساز برای مورینیو خواهد شد او با کنترل توپ در حال حرکت خیره کننده و استارت های پا به توپ انفجاری و همکاری اش با مسی میتواند سازمان و نظم دفاعی حریف را در هم ریزد ضمن اینکه در فقر بالهای مثمر ثمر میتواند در بال چپ هم ظاهر شود اما به همراه چابی در فاز دفاعی کمک زیادی به تیم نمیتوانند بکنند ضمن اینکه در حال حاضر توان دو نیمه بازی کردن را هم ندارد

    مسی - بله مسی.مورینیو خوب میداند اگر قرار باشد از ناحیه کسی گزیده شود آن کس ، کسی جز مسی نیست به همین دلیل بیشترین برنامه ریزی را برای کنترل او انجام داده .مسی در بازی شنبه شاهد بیشترین فشارها و پرس خرد کننده از سوی حریف خواهد بود اما اگر مانع اول را پشت سر بگذارد مهارش کار مشکلی خواهد بود لازم است در لحظه نهایی یاران خودی را بهتر ببیند و ضمن گذشت بیشتر در نقطه سرنوشت باید بهترین تصمیم را .برای دریبل و شوت یا پاس به یار خودی بگیرد مضاف به اینکه با نبوغ ذاتی اش میتواند تصمیمات خلق الساعه و غیر قابل پیش بینی بگیرد کارهایی که در آنالیز مورینیو پیش بینی نشده

    فابرگاس - با توجه به حضورش در آکادمی بارسا نسبتا با تیم راحت تر و بهتر اخت شد احتمالا پپ از سسک در بال راست متمایل به باکس پنالتی وپشت محوطه هجده قدم استفاده خواهد کرد ضربات آخر را خوب میزند و حرکات ترکیبی خوبی با هافبک های بارسا دارد ضمن اینکه از امکانات سر زنی مناسبی بهره میبرد میتواند از بازیکنان تاثیر گذار باشد و سرنوشت بازی را عوض کند اما توان نود دقیقه بازی پرفشار را ندارد
    الکسیس سانچز - سانچز و قبل از آن ایبرا و ویا ثابت کردند بازیکنانی که در سنین نسبتا بالا و ذهنیتی انسجام گرفته وارد بارسا شوند مشکل بتوانند خودشان را با فلسفه و سبک بازی بارسا وفق دهند البته این نکته بیانگر بد بودن کیفیت آنها نیست چه مبالغ پرداختی بابت آنان گویای همه چیز می باشد این امر حتما حالا مسؤلین بارسا را به این نتیجه رسانده که بهتر است مانند آرسن ونگر بازیکنانی در رنج پائین بیست سال جذب کنند تا بتوان با تغییرخمیر مایه قوام نیافته شان آنها را با سبک و روح بازی بارسا تطابق دهند .سانچز هنوز با ذهنیت فوتبال سری آ و لیگ ایتالیا در بارسا بازی میکند .تمایل دارد توپ را لمس کند ، یک پا دو پا کند و بعد اقدام به تصمیم گیری کند چیزی که با مدل بازی بارسا ناهمخوانی دارد .در نوع بازی بارسا قبل از دریافت توپ باید تصمیم خود را گرفته باشید الکسیس در بازی آخر در مقابل لوانته بهتر ظاهر شد بخصوص زمانی که در پست مهاجم نوک قرار گرفت .او از سرعت ، تکنیکی مناسب و همچنین قدرت سرزنی و جنگندگی کافی بهره میبرد ممکن است پپ را به صرافت استفاده از او در پست مهاجم مرکزی برای بازیهای آینده انداخته باشد احتمالا روز شنبه بازی را از روی نیمکت آغاز خواهد کرد تا شاید در ادامه کار و روند حوادث بازی نیازیبه حضورش در زمین احساس شود

    ایساک کونئکا - پدیده این روزهای آکادمی بارسا یکبار دیگر ثابت کرد تنها و تنها بازیکنان پایه بارسا فقط قادر به برطرف کردن نیازهای عمیق باشگاه هستند بقول معروف کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من .در روزهایی که نقطه آشیل و ضعف اساسی بارسا در ناحیه وینگرها محسوب میشود و هیچکدام از خرید های باشگاه نتوانسته این نیاز اساسی را پوشش دهد ، ایساک توانسته بارقه امیدی را در چشمان گواردیلا ایجاد کند در این فصل بارسا از ناحیه بال ها بسیار ضربه خورد در زمانهایی که بازی بسته و دفاع همه جانبه حریف مسابقه را برای آنها گره میزد ، نیاز اساسی به بالهایی که بتواند از کناره ها دفاع حریف را دور بزند کاملا احساس میشد .سال گذشته طلسم بازی دو برصفر دیدار رفت لیگ قهرمانان اروپا در برنابئو را آفلای شکست که توانست مارسلو را جا بگذارد و لقمه را برای مسی آماده کند .حالا هم در میان وینگرهای موجود تیم - ویا ، پدرو ، الکس - ایساک که کاتالانها به او باسین میگویند بهتر از همه این نامهای بزرگ قادر به دور زدن و گذشتن از دفاع های کناری نه چندان مطمئن حریف است اگر روز شنبه باسین را در ترکیب اصلی دیدید اصلا تعجب نکنید .او میتواند سوپرایز پپ برای نیمه شب شنبه باشد
    پدرو - بعد از پشت سر گذاشتن یک مصدومیت نسبتا طولانی با نود دقیقه بازی در مقابل باته و زدن دو گل رفته رفته در شرایط مسابقه قرار میگیرد اما حتی قبل از مصدومیت هم با پدروی سال گذشته تفاوت فاحشی داشت و قابل مقایسه نبود حالا با توجه به دریبل خور بودن دو مدافع کناری رئال این احتمال وجود دارد پپ برای دقایقی از او استفاده کند
    دیوید ویا - او هم حتی در اندازه های سال گذشته ظاهر نشده و با توجه به شرایط سنی اش احتمال انتقال او به تیم دیگری قبل از پایان قراردادش میرود اما ویا را باید یکی از یاران فیکس گواردیلا در بازی شنبه حساب کرد با دستور پپ از چپ به عمق حرکت خواهد کرد تا ضمن فشار بر دو مدافع میانی رئال بتواند از پاس های عمقی یارانش استفاده کرده و از آن ضربات تمام کننده مرگبارش بنوازد دیوید مرد لحظه هاست اگر در شرایط روحی و جسمی مناسب باشد در بازی با لوانته تلویزیون اسپانیا سعی در شکار تصویرش بروی نیمکت ذخیره ها داشت اما بیشتر سایه و روشنی از او بر پرده تلویزیون نمایش داده شد که تداعی گر نمای معروف سایه روشن چهره اورسن ولز در مرد سوم بود .آیا او روز شنبه خواهد توانست خودش و تیمش را از این سایه روشن کسل کننده بیرون بیاورد ؟
    شرایط تیمی
    -بازی آخرشان با لوانته یکی از بهترین نمایش های این فصل شان بود و نشان داد رفته رفته به شرایط خوبشان نزدیک می شوند اما همانقدر که در بازی های داخل خانه موفق بودند درخارج از خانه آمار جالبی ندارند با این وجود در همین شرایط نه چندان ایده ال شان در هر بازی بطور متوسط در حدود بیست در صد بیشتر ازرئال پاسهای درست داده اند: تقریبا بیش از هفت پاس در هر دقیقه یا به عبارت دیگر هرهشت ثانیه یک پاس .
    - نقاط قوتشان در زون و هرم میانی زمین و نقطه ضعف شان در ناحیه وینگر ها ست آنها بازی را با سبک و استایل همیشگی آغاز خواهند کردضمن داشتن مالکیت توپ سعی خواهند کرد کنترل بازی را در دست بگیرند ، سرعت گردش توپ را بالا برده و رفته رفته خودشان را بر حریف تحمیل نمایند.
    - گواردیلا بازی را با سیستم ۴-۱-۲-۳ آغاز میکند .در ادامه کار در صورت دریافت گل به سیستم ۳-۴-۳ سویچ خواهد کرد اما آنها با هر سیستمی که بازی کنند سیستمی است نا متقارن و غیر هندسی که بیشتر مبتنی بر قرار و مدار های مربی با بازیکن ، شعاع حرکتی و خلاقیت های فردی استوار است تجربه تیم گواردیلا نشان داده اگر آنها موفق به زدن گل اول شوند خیلی آرامتر ، مطمئن تر و با اعتماد به نفس بیشتری بازی خواهند کرد .
    -در زمان مربیگری گواردیلا تا به حال سابقه نداشته که بارسا گل اول را بزند اما بازنده از زمین خارج شود همچنین در بیش از دویست دیدار پپ با بارسا تاکنون مالکیت توپ آنها به زیر پنجاه درصد نرسیده شاید کمترین مقدار آن همین فصل در برابر تیم بیلسا ، بیلبائو شکل گرفت که آمار پایان بازی عدد ۵۳ در برابر ۴۷ را نشان میداد.
    -در این ال کلاسیکو پپ می داند در جایی که نقطه ضعف رئال است ، نقطه ضعف آنها هم محسوب می شود او حالا یک وینگر درست و حسابی در تیمش ندارد تا بتواند دو مدافع کناری نه چندان مطمئن رئال را دور بزند و همه نیروهای خوبش در هرم وسط قرار دارند جایی که مورینیو مطمئنا آنرا خواهد بست .
    -شاید اگر مربی کاتالانها کمی از شجاعت ذاتی اش خرج کند و ایساک بیست ساله را در ترکیب قرار دهد ضرر نکند البته در صورت این اتفاق به خود باسین هم بستگی دارد که بتواند از پس فشارهای روحی این بازی هم برآید .
    -ازطرف دیگر خود پپ به عنوان یک مربی برنده پا به برنابئو خواهد گذاشت او در چهار باری که به برنابئو رفته آمار شگفت انگیز سه برد و یک مساوی را در کارنامه دارد به همین دلیل آرامش خاصی را در وجود خود میبیند تا بتواند بهترین تصمیمات را در جریان بازی بگیرد اما این بار شرایط متفاوت است و با حریفی رو برو است که در اوج آمادگی بسر میبرد و تشنه پیروزی است .
    -پپ میداند روزی این اتفاق برایش روی خواهد داد و طعم شکست را دور یا زود خواهد چشید که این طبیعت فوتبال و زندگی ست که اگر این اتفاق حتی در دوره رئال مورینیو برایش رخ ندهد باید کاتالانها مجسمه طلایش را در میدان اصلی بارسلونا نصب کنند

  5. 4 کاربر از پست مفید spiderkiller تشکر کرده اند .


  6. #63
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    اتاق !
    پست مورد علاقه
    هافبک وسط
    مربی مورد علاقه
    جوزپ گواردیولا
    بازیکن محبوب
    لیونل مسی
    اسم واقعی شما
    سینا

    SpainSS_TehranBarcelona

    Ali Karimi

    نوشته ها
    1,298
    تشکر ها
    1,939
    تشکر شده 6,824 در 1,678 پست

    بارسلونا بارسلونا؛ نماد آرمانگرایی در فوتبال

    بارسلونا زیبا بازی می‌کند. این سخنی است که اگر از هر فوتبالدوستی راجع به فوتبال و تیمی که فوتبال زیبا بازی می‌کند بپرسید، قطعا در پاسخ خواهید شنید. اما آیا این پاسخ همه حقیقت است؟ احتمالا نه. به نظر من پاسخ درست این است که بارسلونا به ایده‌آل‌ترین شکل ممکن فوتبال بازی می‌کند. این پاسخ مبتنی بر نوعی رویکرد آرمانگرایانه نسبت به همه‌چیز است که اکنون تجلی خود را در فوتبال می‌جوید.
    ایده‌آلیسم یا آرمانگرایی در ذات خود نوعی تمامیت‌خواهی مستتر دارد، یعنی جستجوی هر پدیده یا فرآیندی در کامل‌ترین شکل خود. این کمال‌طلبی کمترین نقصی را پذیرا نمی‌شود و البته اگر گاهی نقصی هم در پدیده مذکور موجود باشد (که حتما هست) احتمالا با نوعی خودفریبی آشکار یا پنهان منکر می‌شود، اما آرمانگرا به هرحال در یک فرآیند خوداقناعی، نقص مذکور را ندیده می‌گیرد.
    فوتبالی که تیم بارسلونا بازی می‌کند هم احتمالا نقایصی دارد که شاید در آینده تیمی کاملتر با بازی بهتر، این نقایص را آشکار کند؛ اما به هر حال در وضع موجود این تیم بارسلونا کاملترین فوتبال را بازی می‌کند. زیبایی فوتبال بارسلونا فقط در حرکات فردی و حتی در نتایجی که این تیم می‌گیرد نیست؛ این زیبایی حتی هنگامی که بارسلونا نتیجه نمی‌گیرد( که البته کم پیش می‌آید) هم خود را نشان می‌دهد و به همین دلیل است که تماشاگر نهایت لذت را از فوتبال بارسلونا می‌برد.
    زیبایی فوتبال بارسلونا در هماهنگی میان تمام اجزایی است که یک تیم فوتبال و حتی حواشی آن را می‌سازد؛ از حرکات فردی و تیمی گرفته که در اوج ظرافت و هماهنگی انجام می‌شود تا جنبه‌های رفتاری بازیکنان و مربی این تیم در داخل و خارج زمین. این ویژگیها حتی چهره‌های فتوژنیک بازیکنان و مربی بارسلونا را هم شامل می‌شود و حتی وضعیت اجتماعی-سیاسی این تیم در ایالت کاتالونیا و اسپانیا را هم دربرمی‌گیرد که به نوعی بارسلونا را نماد استقلال‌خواهی و مقاومت اقلیتی در برابر اکثریت جلوه می‌دهد، مقاومتی که با پیروزی‌های خود تحسین همگان را برمی‌انگیزد. در واقع در کاتالونیا، بارسلونا فقط یک تیم فوتبال نیست و پیروزیهای این تیم هم صرفا پیروزی یک تیم فوتبال نیست، بلکه تا حدود زیادی سمبلی از کینه‌ای قدیمی است که میان ساکنان این ایالت و بقیه اسپانیا از زمان جنگ جهانی دوم و حکومت ژنرال فرانکو باقی مانده است. دوره‌ای که حمله بمب‌افکنهای ایتالیایی به این ایالت استقلال‌طلب اسپانیایی با بی‌توجهی و حتی تشویق فرانکو و همفکرانش همراه شد. از آن پس، حس تنهایی و بی‌پناهی که در نتیجه عدم‌همراهی دیگر ساکنان اسپانیا دردست‌یابی به آرمان مردمان این ایالت ایجاد شد، بازتاب خود را در تقابل این ایالت و بقیه کشور نشان داد که بخشی از آن نیز همواره در زمین فوتبال و برعهده بازیکنان بارسلونا بوده است. به واقع تیم فوتبال بارسلونا آنقدر برای مردم این ایالت مهم و با تقدس همراه بوده که تا همین اواخر این تیم در اثر فشار افکار عمومی، با وجود درآمد هنگفتی که دیگر تیمها از تبلیغ روی پیراهن خود کسب می‌کنند و یکی از منابع اصلی درآمد آنها محسوب می‌شود، هیچگاه تبلیغ تجاری روی پیراهن خود درج نمی‌کرد تا این پیراهن که به نوعی پرچم این ایالت محسوب می‌شد، آلوده منافع تجاری نشود.


    نگاه افکار عمومی فوتبالدوستان جهان به بارسلونا با شاخصهای گفته‌شده که با تبلیغات فراوان هم همراه بوده، بارسلونا را به نماد همان آرمانگرایی یادشده در زمین فوتبال تبدیل کرده است؛ تیمی که فوتبال را به غایت زیبا بازی می‌کند. کنشهای فردی و گروهی بازیکنان بارسلونا در زمین، آنچنان مواج و سیال است که گویی بیننده یک بازی کامپیوتری از قبل طراحی‌شده را می‌بیند.


    در تیم بارسلونا، توپ هیچگاه بی‌حرکت نیست، حرکات اضافه نمی‌بینید، بازیکنان همیشه از قبل در نقطه‌ای هستند که توپ قرار است بعدا به آنجا برسد، رسیدن توپ از یک نفر به نفر بعدی با حداقل ضربات انجام می‌شود، سریع و دقیق و البته این فرآیند در نهایت با حرکات رقص‌گونه و انفجاری بازیکنانی مانند مسی و اینیستا که در نهایت نرمی، ظرافت و در عین حال صلابت انجام می‌شود به بار می‌نشیند و به گل یا خطری جدی روی دروازه حریف ختم می‌شود و تماشاگر آرمانخواه را به لذتی دیوانه‌وار می‌رساند.


    بارسلونا حتی در بیرون زمین هم نماد آرمانگرایی تماشاگرپسند است. مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای بازیکنان و بخصوص مربی جوان این تیم که به دور از هرگونه جنجال و بی‌احترامی به حریفان و باتواضع انجام می‌شود، شاهد این گفته است و بی‌تردید این یکی از بزرگترین تفاوتهای بارسلونا با تیمی مثل رءال مادرید است که شاید تنها تیمی باشد که تا حدود زیادی در عرصه فنی به بارسلونا شبیه است. توجه به مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای مورینیو، مربی مادریدیها، که عنوان آقای خاص را برای او به ارمغان آورده، تفاوت او را با مربی بارسا نشان می‌دهد و به خوبی پاسخ این سوال را می‌‌دهد که چرا از میان این دو مربی بزرگ و کاربلد که هردو به شدت مشهور هستند، تنها یکی محبوب می‌شود و او کسی نیست جز گواردیولا. همچنین مقایسه معروفترین بازیکنان دو تیم، یعنی مسی و رونالدو و تمایزگذاری میان تکبر رونالدو و تواضع مسی به خوبی دلیل محبوبیت بیشتر مسی را توضیح می‌دهد و به همین دلیل است که گواردیولا و مسی دردرون و بیرون زمین ترجمان آرمانگرایی تماشاگرانی می‌شوند که در فوتبال هم آرمانهای فروخفته‌شان را جستجو می‌کنند.


    ایده‌آلیسمی که این روزها فوتبال را به مهمترین ورزش دنیا تبدیل کرده و حتی آن را ابزاری در دست سیاستمداران کرده تا با سوارشدن بر موج آن به اهداف سیاسیشان برسند، تجلی خود را در بارسلونا یافته است.


    نمی‌دانم چند سال دیگر باید بگذرد تا دوباره تیمی مثل بارسلونا یا بهتر از آن ظهور کند، تیمی که آنقدر اقبال داشته باشد که در یک زمان واحد این همه بازیکن و مربی کم‌نظیر را در خود جمع کند و فوتبالی در نهایت روانی و زیبایی ارائه دهد، اما به هرحال دست تقدیر این فرصت را به فوتبالدوستان عصر ما داده تا شاهد تجلی آرمانهای فوتبالی خود باشند و احتمالا تا سالها با غرور و افتخار از مشاهده مستقیم بازیهای این تیم برای نسل پس از خود که از دیدن آن محرومند، صحبت کند.



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    دلم برای نگاه مهربان و اخلاق نیک و فروتنی ات تنگ میشود

  7. 3 کاربر از پست مفید David Sina تشکر کرده اند .


  8. #64
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    اتاق !
    پست مورد علاقه
    هافبک وسط
    مربی مورد علاقه
    جوزپ گواردیولا
    بازیکن محبوب
    لیونل مسی
    اسم واقعی شما
    سینا

    SpainSS_TehranBarcelona

    Ali Karimi

    نوشته ها
    1,298
    تشکر ها
    1,939
    تشکر شده 6,824 در 1,678 پست

    پیش فرض

    فوتبالیست های بیتلزی بارسا


    یك زمانی انگلیسی ها جرج بست را زمانی كه فوتبال بازی می كرد به عنوان پنجمین فرد از گروه بیتلز معرفی می كردند. امروز بعد از اینكه سال ها از فروپاشی بیتلزها می گذرد و نصف آنها مرده اند در بارسلونا تیمی (اركستری) بیتلزی بوجود آمده است كه دنیا تا بحال بخود ندیده است. ژاوی فرناندز، لئو مسی، آندره اینیستا، سس فابرگاس بهترین هافبك های موجود در دنیا هستند كه این موضوع را در چند روز گذشته در مسابقه دربی خود با تیم دوم دنیا یعنی رئال با تحقیر كردن آنها در برنابئو ثابت كردند. این كار را بدون اینكه عرق بكنند انجام دادند. تنها آنها هستند كه می توانند برای خود بگویند كه یك تیم افسانه ای هستند.
    یك صدایی كامل
    زیاده نیست اگر بگوییم كه فوتبالی این چهار نفر در بارسلونا بازی می كنند در حد نوازندگی و خوانندگی بیتلزها می باشد. آنها پیش برنده ها و یا عامل های یك انقلاب فوتبالی هستند مانند بیتلزها در موسقی و صدا. همانطوری كه بیتلزها باعث از هوش رفتگی علاقمندان به موسیقی می شدند تیم بارسلونا با بازی كه مسی و هم تیمی هایشان انجام می دهند باعث از هوش رفتن مشتاقان فوتبال می شوند. می توان ژاوی را جان لنون فوتبال نامید. او مغز لیدر و آهنگ ساز گروه است كه گیتار را بدست لئو مسی داده است، مسی كه با استعدادترین فوتبالیست قرن نامیده می شود. مسی را با دی استفانو و یا مارادونا مقایسه می كنند ولی مسی فوتبال كامل تر و فانتزی تری در زمانی كه همه شده اند گلادیاتور فوتبال بازی می كند، در زمانی كه فوتبال های مكانیكی، در زمانی كه سیستم ها و تاكتیك های دفاعی به حد كمال رسیده اند و زمانی كه مربی های خودخواه همه كار می كنند كه فوتبالیست های خلاق و هنرمند را در بازی خاموش و نابود كنند در چنین شرایطی مسی با یك راحتی غیرقابل باوری فوتبال بازی می كند، زیبایی صدای بازی او یك كمال را تضمین می كند.
    غیر قابل باور
    4 نفرگروه را كه شامل ژاوی، مسی،اینیستا و فابرگاس بر شمردیم حال عضو پنحم گروه كیست؟ در نیوكمپ آماده است و او تیاگو آلكانتارا، پسر مازینها، ملی پوش سابق برزیل است. ژاوی و اینیستا احترام فوق العاده ای برای او بدون در نظر گرفتن سنش قائل هستند. چه اتفاقی با بیتلزهای فوتبال خواهد افتاد؟ ممكن است كه حاكمیت بازی تیك – تاکای آنها حالا حالا ادامه داشته باشد، ممكن است كه یك شیخ عربی از جیبش یك 150 میلیون یورو ناقابلی را درآورده به بارسلونا بابت فسق قرارداد مسی كه در یك بند از قراردادش آمده بدهد و او را به منچستر سیتی و یا پاریسن ژرمن ببرد. با شناختی كه از مسی وجود دارد عادات و تعصب و علاقه ای كه به بارسلونا دارد هیچ وقت از این شهر نخواهد رفت. پول برایش در درجه اول اهمیت نیست چون به اندازه كافی دارد. تقریباً غیر قابل باور است كه او را جدا شده از بارسلونا ببینیم.
    كرایف
    ژاوی به سن جدی فوتبال خود نزدیك شده است، دید كامل و نگاه او در هنگام بازی را باید به جوانی مثل تیاگو پر كند. فابرگاس تازه به خانه اش برگشته است و بهترین سال های فوتبالی او دارند فرا می رسند. می گویند كه مهمترین شخص موثر در سبك فوتبال جدید بارسلونا بعد از گواردیولا، كرایف و بعد از او رونالدینیو می باشد. رونالدینیو قطعاً زیباترین فوتبال را قبل از آمدن مسی بازی می كرد.

    پزشک تیم فوتبال راه آهن و مترجم میرسلاو ایویچ در تیم ملی فوتبال

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    دلم برای نگاه مهربان و اخلاق نیک و فروتنی ات تنگ میشود

  9. 3 کاربر از پست مفید David Sina تشکر کرده اند .


  10. #65
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    اتاق !
    پست مورد علاقه
    هافبک وسط
    مربی مورد علاقه
    جوزپ گواردیولا
    بازیکن محبوب
    لیونل مسی
    اسم واقعی شما
    سینا

    SpainSS_TehranBarcelona

    Ali Karimi

    نوشته ها
    1,298
    تشکر ها
    1,939
    تشکر شده 6,824 در 1,678 پست

    Jadide فصل 2011 در یک نگاه بارسا

    صدمین بازی ( در 20 فوریه 2011 جوزپ گواردیولا برای صدمین بار هدایت تیم اول را در بازیهای لالیگا داشت، با شگفتی 79 برد، 14 مساوی و فقط 7 باخت پشت او، بهترین رکورد ممکن برای مربی اف سی بارسلونا. در این بازی، گواردیولا از 40 بازیکن متفاوت استفاده کرده بود، که 56% آنها محلی بودند، و به مدت 68 هفته صدر جدول بود. )

    قهرمانی ( ماه پنجم سال فراموش نشدنی بود. در 11 ماه بارسا با لوانته 1-1 مساوی کرد و سومین قهرمانی لیگ پیاپی. 17 روز بعد به سمت لندن پرواز کردند. جایی که اف سی بارسلونا یک درس فوتبالی به منچستر یونایتد داد، با گلهایی از پدرو، مسی و ویا با نتیجه 3-1.این چهارمین عنوان لیگ قهرمانان برای بارسلونا بود.دومین عنوان طی سه سال و سومین عنوان طی شش سال. کاپیتان پویول در یک حرکت به یادماندنی به آبیدال اجازه داد جام را در ومبلی بالای سر ببرد. )

    حمایت ( تیم در نیمه فصل اخبار وحشتناکی دریافت کرد. اریک آبیدال یک تومور کبدی داشت. مرد فرانسوی، که در نهایت در زمان مورد نظر بهبود یافت، می توانست به تیم قبل از پایان فصل بپیوندد. هواداران حمایت خود را به وسیله بنر ها و پوسترها در سرتاسر نیوکمپ به او نشان دادند. )

    صعود ( بارسلونا صدر نشین گروه خود در لیگ قهرمانان با پیروزی در سن سیرو با ریسک بازی با سه مدافع شد. اف سی بارسلونا با نتیجه 3-2 با گلهای ون بومل(گل به خودی)، مسی و ژاوی این به این معنا بود که باید در خانه با بایرلورکوزن در مرحله بعدی بازی کنند. )

    اوج ( پویول عمل جراحی روی زانو خود داشت.گواردیولا 10 جام از 13 جام ممکن را با یک فوتبال عالی برده بود. در سه سال، گلهای بارسلونا توسط 29 بازیکن مختلف زده شد. چهار بازیکن از ماسیا (مونتایا، تیاگو، جفرن و بویان) به تیم اسپانیا در قهرمانی زیر 21 ساله های اروپا کمک کردند. )

    آغاز سال 2011 ( سال 2011 با یک تکریم طلایی به لاماسیا آغاز شد. اندرس اینیستا، لئو مسی و ژاوی هرناندز، سه بازیکن پرورش یافته در این سیستم، نامزد دریافت توپ طلای فیفا بودند. بازیکن آرژانتینی اولین بازیکنی بود که 2 سال پشت هم برنده این عنوان شد. جوزپ گواردیولا در همزمان، جایگاه سومین مربی برتر 2010 را در اختیار داشت. در روزی که بارسا بتیس را با نتیجه 5-0 در کوپا دل ری شکست داد، 3 برنده جایزهایشان را به طرفداران تقدیم کردند. )

    سوپر کاپ ( بعد از دو ماه تعطیلات فصل رسما شروع شد.اف سی بارسلونا رئال مادرید را در سوپر کاپ اسپانیا در مجموع با نتیجه 5-4 با یک نمایش خیره کننده در هر دو مسابقه شکست داد.مسی سه گل به ثمر رساند. یک هفته بعد بارسا سوپر کاپ اروپا را با نتیجه 2-0 از پورتو با گلهای مسی و دیگر خرید بزرگ تابستانی، سسک فابرگاس پیروز شد.این 12جام از 15 جام برای گواردیولا بود. )

    فینال ( آپریل و ماراتون الکلاسیکو ها.تساوی 1-1 در برنابئو رسیدن مادرید به فینال جام حذفی با پیروزی 1-0 در النسیا. و تیم با دو گل به یاد ماندنی از لئو مسی و پیروزی 2-0 در مادرید و پیروزی 1-3 در مجموع به فینال ومبلی رسید. )

    از تیم ب ( کسی که این ماه را هرگز فراموش نمی کند آیساک کوئنکا است.او اولین بازی خود برای تیم اول مقابل ویکتوریا پلزن (0-2) و و در ترکیب اولیه برای حضور مقابل گرانادا (0-1) 90 دقیقه بازی کرد. بازیکنان بارسا ب بعد از مصدومیت های پدرو و آلکسیس به تیم اصلی راه یافتند. کوئنکا اولین گل خود را برای اف سی بارسلونا در این ماه در پیروزی مقابل مایورکا با نتیجه 5-0 به ثمر رساند. )

    رویای کودکی ( سه روز بعد از کوپا آمریکا، الکسیس سانچز اولین قرارداد برای حضور در فصل 12/2011 را برای بارسا امضا کرد. سانچز:«از وقتی بچه بودم آرزوی بازی در بارسا را داشتم». )

    پایان ( سال 2011 با نمایش باور نکردنی با یک پیروزی 3-1 در برنابئو، جایی که گواردیولا به عنوان مربی هنوز در آن شکست نخورده است به پایان رسید. سپس باشگاه جام باشگاههای جهان را در ژاپن، هر دو بازی مقابل السد قطر سانتوس برزیل را با نتیجه 4-0 برد. اما این پیروزی با خبر وحشتناک شکستگی ساق پایش در نیمه نهایی، و خارج از میدان بودن برای 4-5 ماه همراه بود.

    )

    بازگشت کاپیتان ( حالا پویول دوران بهبودی زانوی خود را به پایان رسانده بود.این ماهی بود که تیم پیروزی های پرگلی به دست آورد: اوساسونا 8-0 ، آتلتیکو مادرید 5-0، و باته بورسیو 5-0، و اما سه تساوی با رئال سوسیداد ، آ.ث میلان و والنسیا همه با نتیجه 2-2 داشت.همچنین آسیب دیدگی همسترینگ اینیستا در مقابل میلان و یک ماه کنار رفتن از میادین. )

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    دلم برای نگاه مهربان و اخلاق نیک و فروتنی ات تنگ میشود

  11. 5 کاربر از پست مفید David Sina تشکر کرده اند .


  12. #66
    کاربر محروم

    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    پست مورد علاقه
    وینگر چپ،هافبک تهاجمی
    مربی مورد علاقه
    گواردیولا،کرایوف
    بازیکن محبوب
    فرزندان کرایوف
    اسم واقعی شما
    شهریار

    NetherlandsBarcelona

    نوشته ها
    1,298
    تشکر ها
    3,074
    تشکر شده 7,772 در 1,642 پست

    پیش فرض

    فصل 2011 یعنی نشون دادن غیرت کاتالوینایی به جهان.فصل 2011 یعنی شکوندن کمر همه تیما در سراسر دنیا.فصل 2011 یعنی ترکاندن حباب های پوشالی تیم های بی اصل و نسب.فصل 2011 یعنی توپ طلا زیر پای بازیکنای بارسا.فصل 2011 یعنی بهترین تیم تاریخ رو به رخ دنیا کشیدن.و هزاران مورد دیگه رو میشه برای فصل 2011 بارسا نام برد.این است قدرت کاتالونیایی.حالا تیمای دیگه هرچی میخوان پول خرج کنن.عمرا اگه یک بازیکن مثل بازیکن لامایسای ما رو بسازن

  13. 2 کاربر از پست مفید spiderkiller تشکر کرده اند .


  14. #67
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    اتاق !
    پست مورد علاقه
    هافبک وسط
    مربی مورد علاقه
    جوزپ گواردیولا
    بازیکن محبوب
    لیونل مسی
    اسم واقعی شما
    سینا

    SpainSS_TehranBarcelona

    Ali Karimi

    نوشته ها
    1,298
    تشکر ها
    1,939
    تشکر شده 6,824 در 1,678 پست

    پیش فرض

    در ادامه ترجمه ای از مارتی پارنانائو را می خوانید. مارتی یکی از نویسندگان قابل احترامی است که درباره ی بارسا می نویسد و در این مقاله نکته جالبی را بیان کرده است.

    «تیکی تاکا» اصطلاحی است که بدون شک بر اثر یک سوتفاهم بزرگ به سبک بازی که از آن الهام شده، اطلاق می گردد. این اتفاق برای سایر ابزارهای مکانی هم رخ می دهد که معمولا از آنها به عنوان تاثیرات یاد می شود.من در اینجا، در مورد مفاهیمی همچون مالکیت و تحت فشار بودن یا قرار دادن، مفاهیمی که همه روزه آنها و نتایجشان را ملاحظه می کنیم اما کمتر به دلیل آنها پی می بریم اشاره می کنم.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    سفری با همراهی یکدیگر، همه با هم به همراه یک توپ. این یکی از معیارهایی است که بارسا به آن می پردازد.تمام تیم با هم حرکت می کنند. اگر این تیم یک گروه کوهنوردی بود، همه با یک طناب حرکت می کردند؛ حرکتی آهسته و تدریجی.اگر یکی از همسفران در موضع مناسبی قرار نداشت به راحتی باز می گشت و سفر را دوباره آغاز می کرد. از کمپ اصلی تا نوک قله، همه با یک طناب واحد بالا می رفتند. تیم پپ گواردیولا نیز این چنین بازی می کند؛ در نتیجه ی درک تکاملی از تیم های افسانه ای، مانند: مجارستان دهه 50، برزیل دهه 70 و 82، فرانسه پلاتینی، گیرسه و تیگانا و تیم رویایی آژاکس ون گال. این تیم ها توسط مربیان نخبه ای هم چون لیلو، لاولپ و کرویف هدایت شده اند. بازی تیمی، سفرهای گروهی، فوتبال، بدون هیج موردی از کسانی که خارج از این گروه بودند و نه برای دلسوزی بلکه برای ضرورت ترک کردند.

    توپ هم در این سفر یک همراه است و ایده کوهنوردان حاکی از این است که نمی توان تیم را متفرق کرد و در آخر هیچ کسی از ابتدای مسیر تا قله تنها نمانده است. با توجه به این مسائل اتفاقات زیادی می افتد که از نظر عده ای نا آشنا به این مفاهیم غیر قابل درک و یا حتی تمسخر آمیز به نظر می رسد، عده ای که هنوز قادر به درک این سبک پیچیده و در این حال ساده نیستند.

    در واقعیت، تیم به عنوان یک گروه منسجم پیشرفت میکند و تا رسیدن به بالاترین درجه و حمله نهایی آن طناب واحد را حفظ می کند و در هر موقعیت جدیدی جایگاهی به دست می آورد. این «اتحاد» سوخت آخرین مرحله است، زمانی که موفقیت گروهی و یا فردی تفاوتی نمی کند چون پرچم پیروزی بلاخره چه در این راه و چه در دیگری برافراشته خواهد شد.

    با تشبیه این سبک بازی به سفر گروه کوهنوردان که هدفی مشخص دارند، می توان به عظمت تیمی که جوزپ گواردیولا هدایتگر آن است پی برد و این دلیلی است که ما تسلط و فشار را به عنوان تاثیر و یا ابزار تفسیر می کنیم و نه به عنوان عوامل موفقیت. در معنای استعاری این تیم با کمک همه اعضا به مانند گروه کوهنوردی و با طنابی واحد وبا همراهی یک توپ برای رسیدن به قله های مختلف حرکت می کنند.

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    دلم برای نگاه مهربان و اخلاق نیک و فروتنی ات تنگ میشود

  15. #68
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    محل سکونت
    planet earth
    پست مورد علاقه
    CAM-RS,RF
    مربی مورد علاقه
    fergosen-fanbasten
    بازیکن محبوب
    ...-The great zidane-messi-kaka
    اسم واقعی شما
    آراز

    SpainBarcelonaManUtd

    نوشته ها
    296
    تشکر ها
    2,358
    تشکر شده 2,279 در 448 پست

    بارسلونا ماندن يا نماندن؛مسئله اين است!

    عصر ایران ورزشی، هومان دوراندیش - این روزها ایالت کاتالونیا در تب و تاب یک امضا می سوزد: امضای پپ گواردیولا در پای قرارداد جدید پیشنهاد شده از سوی باشگاه بارسلونا.

    مردم شهر بارسلون، بازیکنان بارسلونا، یوهان کرویف، مقامات باشگاه و مطبوعات ایالت کاتالونیا، سخت می کوشند تا فضایی را فراهم سازند که گواردیولا در بارسلونا ماندگار شود. هر کس به طریقی چیزی می گوید و کاری می کند!

    کسی نمی داند در سر پپ گواردیولا چه می گذرد اما هر چه هست، تردید آشکار او را نمی توان نادیده گرفت.

    احتمالاً طرفداران بارسلونا در ایران نیز مشتاق تداوم حضور گواردیولا در بارسلونا هستند.

    اما سوال این است که گواردیولا چرا باید در بارسا بماند؟

    گواردیولا در سال های اخیر سیزده جام از شانزده جام ممکن را نصیب بارسلونا کرده است. او بی تردید موفق ترین مربی تاریخ این باشگاه است.

    علاوه بر این، گواردیولا از بارسلونا تیمی ساخته است که باز هم بی تردید، جزو پنج تیم برتر تاریخ باشگاههای اروپاست.

    بارسلونای گواردیولا در کنار رئال مادرید دهه 1950، آث میلان آریگو ساچی، آژاکس یوهان کرویف و بایرن مونیخ فرانس بکن بائر ( هر دو در دهه 1970 )، جزو مقتدرترین تیم های باشگاهی در تاریخ اروپا به حساب می آید.

    هر چند که خیلی ها بارسلونای کنونی را برترین تیم تاریخ فوتبال می دانند، اما حتی اگر نخواهیم این ادعا را بپذیریم، باید بگوییم که بارسلونای گواردیولا در کنار رئال مادرید دهه 1950 جای می گیرد و احتمالاً این دو تیم، از حیث کیفیت بازی و موفقیت های بدست آمده، برتر از سایر تیم های باشگاهی اروپا هستند.

    اگر خواستار ماندن گواردیولا در بارسا باشیم، می توانیم دلیلی مهم و اساسی ارائه کنیم: حضور گواردیولا در بارسا، موجب تداوم بازی های درخشان و هجومی این تیم می شود و این امر نه تنها موجب دوام بازی های زیبای بارسلونا می شود بلکه به الگوگیری سایر تیم ها از بازی بارسلونا نیز کمک می کند و در مجموع زمینه ساز رشد فوتبال هجومی در سطح جهان می شود. مجموع این شرایط نیز افزایش لذت فوتبالدوستان جهان از تماشای بازی فوتبال را در پی خواهد داشت.

    کافی است نگاهی به امروز خوزه مورینیو بیفکنیم و او را با دیروز خودش مقایسه کنیم. اگر مورینیو رقیب قدری چون گواردیولا را در پیش رو نداشت، بی تردید رئال مادرید او این قدر هجومی بازی نمی کرد. بازی های اینترمیلان مورینیو را با بازی های رئال مادرید وی مقایسه کنیم تا دریابیم رقابت با گواردیولا، چگونه یک مربی قائل به فوتبال تدافعی را به مربی ای کارآمد در فوتبال تهاجمی بدل کرده است.

    در اثبات ضرورت ماندن گواردیولا در بارسلونا، دلیل دیگری نیز می توان اقامه کرد که البته بیشتر مد نظر طرفداران بارسلونا است: اگر گواردیولا در بارسا بماند، این بارسلونا احتمالاً می تواند چند بار دیگر نیز قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شود و فاصله زیادش با رئال مادرید را در فتح مهمترین جام باشگاهی اروپا کاهش دهد. رئال مادرید تا کنون 9 بار قهرمان اروپا شده است و بارسلونا 4 بار. هیچ بعید نیست که گواردیولا بتواند لااقل سه بار دیگر نیز بتواند بارسلونا را قهرمان اروپا کند و نه تنها بر تعداد قهرمانی های بارسلونا بیفزاید، بلکه مانع از افزایش شمار قهرمانی رئال در لیگ قهرمانان اروپا شود.

    این دلیل هم اگر چه سرشتی بارسلونایی دارد، اما از حیث تاریخ ساز شدن گواردیولا، فی نفسه مهم است. گواردیولا می تواند بارسلونا را به دومین تیم پرافتخار اروپا بدل کند و چه بسا اگر بخواهد مثل فرگوسن عمل کند و سال ها در بارسلونا بماند، در پانزده سال آینده، بارسلونا را پرافتخارترین تیم قاره اروپا کند.

    اما اگر خواستار ترک بارسلونا از سوی گواردیولا باشیم، دلیل مهم و اساسی ما می تواند این باشد: گواردیولا باید خودش را در باشگاه دیگری به غیر از بارسلونا نیز اثبات کند. گواردیولا اگر در بارسلونا بماند و روند کسب افتخارش با این تیم ادامه یابد، به فرگوسن 2 جهان فوتبال بدل می شود. او دیر یا زود باید از بارسلونا برود تا به همه ثابت کند در جای دیگری جز بارسلونا نیز می تواند " گواردیولا " باشد.

    جوزپه گواردیولا می تواند برترین مربی تاریخ فوتبال اروپا و حتی جهان شود اگر که نخواهد کپی اسپانیایی الکس فرگوسن شود. او نمونه بارز مربی ای با شعور تاکتیکی بالا و شخصیت متعالی است. او می تواند سایر لیگ های فوتبال اروپا را نیز با حضور خودش در یکی از تیم های اصلی آن ها، از حیث کلاس فوتبال، ارتقا دهد.

    گواردیولا در بارسلونا نشان داده است که از شجاعت بالایی برخوردار است. اقتضای شجاعت او، ترک بارسلونا است نه ماندن در این باشگاه. گیرم نه امسال، ولی گوادیولا بالاخره باید بارسلونا را ترک کند. کرویف نیز قصد ترک بارسلونا را نداشت ولی بالاخره روزی فرا رسید که او را کنار گذاشتند. هیچ معلوم نیست که گواردیولا مثل فرگوسن بتواند سالیان سال در یک باشگاه بماند. شاید او به سرنوشت کرویف دچار شود و سرانجام از بارسلونا اخراج شود.

    اگر فرگوسن ده سال پیش از منچستریونایتد اخراج می شد، بسیار بعید بود پس از بیست سال کار کردن در منچستر، بتواند دوران چندان درخشانی را در تیمی دیگر تجربه کند. کرویف نیز زمانی که از بارسلونا اخراج شد، ترجیح داد در تیم دیگری مشغول به کار نشود چرا که خودش بهتر از هر کسی می دانست که پس از سال ها کار کردن در بارسلونا، دیگر نمی تواند در تیم دیگری همان تجربه موفق بارسلونا را تکرار کند. این گونه شد که یوهان کرویف بزرگ زودتر از موعد در عالم مربیگری بازنشسته شد.

    گواردیولا باید از سرنوشت کرویف و فرگوسن درس بگیرد. او نباید امکان موفقیت چشمگیرش در عالم فوتبال را به حضور در یک باشگاه خاص گره بزند. او نباید کرویف شود چرا ممکن است مربیگری اش پایانی تلخ و اجباری داشته باشد. فرگوسن هم نباید بشود چرا که ماندگار شدنش در بارسلونا، موجب می شود که همه بگویند او در جای دیگری جز بارسلونا نمی تواند این گونه موفق باشد؛ ایرادی که همه به الکس فرگوسن بابت ضور طولانی اش در منچستریونایتد می گیرند.

    باید دید که گواردیولای بزرگ سرانجام کدام یک از این دو راه را انتخاب می کند: ماندن یا نماندن؟ مساله این است!
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  16. 10 کاربر از پست مفید raptor تشکر کرده اند .


  17. #69
    عضو Derby

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    محل سکونت
    planet earth
    پست مورد علاقه
    CAM-RS,RF
    مربی مورد علاقه
    fergosen-fanbasten
    بازیکن محبوب
    ...-The great zidane-messi-kaka
    اسم واقعی شما
    آراز

    SpainBarcelonaManUtd

    نوشته ها
    296
    تشکر ها
    2,358
    تشکر شده 2,279 در 448 پست

    Jadide لئو يا پپ؛مسئله اين است!

    -همين چند وقت پيش بود كه مسي در يكي از صحبتاش گفته بود،گوراديولا برايه بارسا مهم‌تر از من است....حالا اين مصاحبه موضوعي رو پيش مياره كه اگه واقعا قرار باشه از بين اين دو نفر تاثيره يكي رو بيشتر بدونيم،اون يه نفر كيه؟

    -از طرفي در سالهايه اخير مسي نمايش خيره كننده‌اي رو داشته،و به عنوان‌هايه فردي مهمي دست پيدا كرده،همچنين با بازيهايه خوبه خودش تونسته در لحظات حساس،گره از كار آبي‌ و اناريها باز كنه و نقش مهمي در موفقيتهايه اين تيم داشته باشه،تا جايي كه حتي برخي‌،موفقيت‌ هايه پي‌در‌پي بارسا در الكلاسيكوها رو به نبوغ اين بازيكن ربط ميدن...

    -در طرف ديگه مربي قرار داره كه در عين جواني،به موفقيت هايه زيادي رسيده و تيمي رو ساخته كه خيلي از تيمها اون رو الگو قرار ميدن و سعي ميكنن از اونا تقليد كنن...البته هر چند كه خيلي‌ها عملكرد خوب بارسلونا را به فلسفه و بازيكنان خوبش ربط مي‌دهند،اما نميشود كه به راحتي نقش او در موفقيتها را ناديده گرفت....

    دوستان لطفا همراه نظراتون،يه توضيحي هم بديد
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  18. 10 کاربر از پست مفید raptor تشکر کرده اند .


  19. #70
    کاربر محروم

    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    Catalunya
    پست مورد علاقه
    LW
    مربی مورد علاقه
    Guardiola-Allegri-Mancini
    بازیکن محبوب
    All players:Barçelona-AC milan-Man City+torres
    اسم واقعی شما
    David

    ItaliaBarcelona

    نوشته ها
    2,443
    تشکر ها
    6,293
    تشکر شده 8,885 در 2,503 پست

    پیش فرض

    این دو مکمل هم هستن ! چون اگه مسی نباشه 50% تاکتیک های پپ به نتیجه نمیرسه ! در مقابل این پپ هست که طوری تیم رو مدیریت میکنه که تونسته از تمام قابلیت های مسی به بهترین شکل استفاده کنه !

    ولی با تمام این موارد به نظر من مسی سهم بیشتری در موفقیت های بارسا داره ! چون این فقط لیونله که میتونه خواسته های گواردیولا رو به نتیجه برسونه و کارهای خارق العاده انجام بده .

  20. 10 کاربر از پست مفید fcb10 تشکر کرده اند .


صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 56789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دانشنامه میلان "همه چیز درباره میلان"
    توسط alexandre dasilva در انجمن آث ميلان
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: 03-18-2013, 15:56
  2. ويدئويی از لحظات خاطره انگيز و بياد ماندنی " لوئيز فيگو "
    توسط hamid88 در انجمن كليپ هاي ويژه بازيكنان
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 07-21-2011, 00:38
  3. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 02-13-2010, 15:47
  4. دانلود 20 گل برتر " گابريل باتيستوتا "
    توسط hamid88 در انجمن بازیها و گلهاي برتر تاريخ
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-09-2009, 11:29

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تغییر پس زمینه