یه اتفاق باحال امروز واسم افتاد گفتم بگم به بقیه تا هیچ وقت نا امید نشن و به خدا امیدوار باشن .
ما این ترم به دلیل وقفه دوست داشتنی که عید نوروز تو تعطیلی کلاسامون گذاشت کلاسای درس برنامه نویسی مبتنی بر وب کلا 4 جلسه بر گذار شد که من حدودا دوتاشو کامل رفتم , خلاصه نه درک درستی از درس داشتم و نه حتی جزوه کاملی داشتم . فقط یه زرنگی که کرده بودم جلسه آخر الکی به استاده گفتم من همه جلسات رو اومدم ولی تو سکشن های
مخطلف یارو هم واسم همه کلاسارو حاضری زد

.
خلاصه بگم ما هم امروز به امید خراب کردن و حذف درس و فرار از جلسه و...... پا شدیم رفتیم دانشگاه , از همون اول تا چشم خورد به یکی از درس خونای کلاس رفتم جلبک شدم بهش و هم زمان رفتیم تو کلاس واسه امتحان نشستم جفتش و صبر کردم تا هرچی بلد بود بنویسه و بعد ازش کپی کردم و چند لحظه بعد استاد اومد که نمره بده , به اون کسی که از روی من مینوشت 4 داد به من از 10 نمره 10 داد به اونی که من از روش نوشته بودم 7 داد


. تازه استاده وقتی دید من همه کلاسارو اومدم میخواست یه نمره دیگه هم واسم در نظر بگیره
بچه ها کل مسیر دانشگاه تا خونه رو با شعار حرومت حرومت ........... مارو بدرقه کردن و سعی داشتن شادی منو خراب کنن که نتونسن
حالا نتیجه ای که گرفتم , هیچوقت از خدا نا امید نشم و حتی تو همچین مواقعی بگم خدایا به امید خودت .
مرسی که سر درد گرفتید و این متن رو خوندیت
