فرانتس پوشكاش «گلزن رؤيايي»
پوشكاش نابغه چپ پاي مجار كه از نوجواني عضو سواره نظام مجارستان شده بود، در 18 سالگي نخستين بازي ملياش را مقابل اتريش انجام داد و پس از يك دهه رويايي در كنار مجارهاي جادويي، چشم فوتبال دوستان را خيره كرد.
در سال 1958 به دليل اشغال كشورش توسط روسها به اسپانيا رفت و تبعه اين كشور شد و عصر طلايي رئال را در كنار دياستفانو خلق كرد. او در 80 بازي ملي 83 گل به ثمر رساند. پوشكاش در سال 1996 بازنشسته شد و مربيگري رئال را به عهده گرفت و در 39 بازي اروپايي، 35 پيروزي را براي رئال به ارمغان آورد. دوران حضور در رئال به عنوان بازيكن (66-1959) و به عنوان مربي (68-1966).
3.هوگو سانچس (اعجوبه مكزيكي)
سانچس درخشش خود را با كسب عنوان آقاي گل جام جهاني جوانان در 17 سالگي آغاز كرد. او چهار سال براي اتلتيكو گلزني كرد و سرانجام با پيوستن به رئال باشكوهترين دوران زندگياش را آغاز كرد. سانچس پنج بار آقاي گل لاليگا شد و با قيچي برگردان بينظيرش، كه از ميانه ميدان براي رئال به ثمر رساند، بهترين گل سال 1990 را زد. دوران حضور در رئال (1992-1985).
. اميليو بوتراگئينو (ملقب به ال بوتره)
اميليو از آغاز تا پايان براي رئال بازي كرد. او از 17 سالگي به عضويت كارسيا، تيم پايهاي رئال درآمد و با اين تيم توانست در فينال جام حذفي مقابل تيم اصلي رئال بايستد. او در 341 بازي همراه رئال توانست 217 گل به ثمر برساند و هفتمين گلزن برتر تاريخ باشگاه محسوب شود. سرانجام وقتي كه در سال 1995 بازنشسته شد، براي اينكه به بارسلونا نپيوندد به مكزيك رفت و سه سال در آنجا بازي كرد.
تاریخچه باشگاه رئال مادرید
تاریخ باشگاه
مادريديسمو _ تب سفيد
منبع : مجله فوتبال (با تغيير تيتر وتغييرات سطحي)
آنها را هرچه ميخواهيد بناميد:
سپيدها، ققنوسها، واينكينگها
شايد تنها عده كمي از طرفداران بايرن مونيخ و منچستر يونايتد هستند كه با تصميم فيفا مبني بر اعطاي لقب «بزرگترين باشگاه تاريخ فوتبال» به رئال مخالف باشند. از شكست تلخ سه بر يك در مقابل بارسلونا در نخستين فصل ليگ اسپانيا دوران افسانهاي تيم آنها در دهههاي 50 و 60 نيمقرن طول كشيد و بعد رئال دوباره 32 سال انتظار كشيد تا در سال 97 بارديگر قهرمان اروپا شود. آخرين توفيق بزرگ آنها فتح ليگ قهرمانان در سال 2002 و قهرماني لاليگا در سال 2003 است. حالا اين باشگاه سمبل فوتبال اسپانيا و به نوعي اسپانيا قلمداد ميشود. دست يافتن رئال به اعتبار جهاني مقارن با زماني بود كه اسپانياييها در جام جهاني 1950 غوغا به پا كرده بودند. در اين دوران، كشور به خاطر آشفتگي پس از جنگهاي داخلي از قحط سالي در عذاب بود. گرچه صنعت توريسم تازه شكل گرفته بود اما وضع اقتصادي خراب به نظر مي رسيد. ژنرال فرانكو، خودكامه بزرگ اسپانيا بر آن بود كه از پيروزيهاي رئال به عنوان ابزاري در جهت آشتي دادن غرب با حكومت ديكتاتورياش استفاده كند. رئال به شدت از سوي فرانكو، ملقب به كاديو، حمايت ميشد و در مقابل، بارسلونا، سمبل كاتالانها مورد ظلم قرار ميگرفت. پس از مرگ فرانكو شرايط تا حدودي تعديل شد. گرچه شرايط مالي بهرغم طبيعت ولخرج رئال همچنان در سطح عالي باقي ماند، اما قدرت گرفتن باشگاههاي رقيب نظير بارسلونا سبب شد كه رئال از سال 1957 به بعد اقتدار مطلق سه دههاي خود را از دست بدهد. همان طور كه تيمهاي بزرگ انگليس تحت تاثير افراد خاصي بوده كه پايههاي مستحكم باشگاه را بنا نهادهاند، ارتقاي رئال از سطح يك تيم محلي مادريد تا جايگاه رؤيايي فعلي در دنيا نيز مديون يك نفر است. منچستر يونايتد مت بيزلي را داشت، ليورپول بيل شنكلي را و آرسنال هم هربرت چيمن را، رئال هم سانتياگو برنابئو را داشت. بازيكن دهه سي رئال كه از سال 1943 تا زمان مرگ ژنرال فرانكو در سال 1975 مدير باشگاه بود. در آن زمان مادريد به خانه فعلي خود واقع در خيابان اصلي شهر مادريد «كاستيانا» نقل مكان كرد و پايههاي يك باشگاه بينالمللي شد تا با جمعآوري ستارههاي فوتبال از سراسر دنيا بتواند افتخارات متعددي را نصيب خود سازد. گرچه شاه آلفونسوي سيزدهم در سال 1920 نشان سلطنتي خود را به باشگاه بزرگ پايتخت اهدا كرده بود اما حركت اصلي رئال دو دهه بعد با مديريت كارآمد برنابئو آغاز شد. ژنرال فرانكو در 1947 همه اسپانيا را بسيج كرد تا با كمكهاي عمومي فراوان، استاديوم سانتياگو برنابئو را افتتاح كنند. در ادامه آلفردو دياستفانو و فرانتس پوشكاش، تركيبي از تكنيك لاتيني و قدرت هجومي مجارهاي جادويي، در كنار فرانسيسكو خنتو، اساس تيم طلايي رئال را شكل دادند. پس از پيروزي قدرتمندانه هفت بر سه در مقابل اينتراخت فرانكفورت در فينال جام باشگاههاي اروپاي 1960 در هيمدون پارك گلاسكو آنها پنج دوره نخست اين رقابتهارا فتح كردند كه اين افتخار بزرگ به عنوان ركورد در جام باشگاههاي اروپا به ثبت رسيده است. آنها سپس در فصل 62-61 مقابل بنفيكا شكست خوردند تا يك نايب قهرماني اروپا را به دست آورده باشند. قهرماني جام باشگاههاي اروپا در فصل 66-65 به عنوان ششمين قهرماني «ققنوسها» ناميده شد. پس از مرگ برنابئو افتي سريع در باشگاه پديد آمد. دو جام يوفا در سالهاي 86 و 1985 و چندين قهرماني ليگ در آن شرايط نااميدكننده، نظر كسي را جلب نكرد. در اين مدت باشگاه عرصه رفت و آمد 17 مدير شد، كه يكي پس از ديگر عزل شدند. ستارههاي گرانقيمت خارجي كه به طور ديوانهوار و بدون هدف خريد و فروش ميشدند نيز بلاي ديگر رئال بودند. بازيكنان اسپانيايي مادريد در دهه 1970 بسيار استوار بودند و ستارههاي دهه هشتاد درخششي دوچندان داشتند.
اميليو بوتراگئينو، گونسالس ميشل، مارتين واسكس، در دهه نود كه مدير وقت باشگاه رومان مندوسا براي خريد ستارههايي مثل روبرتو كارلوس، پردراك مياتوويچ، كلارنس سيدورف سرمايهگذاري كرد. لورنسوسانس چندان بلند پرواز نبود و تنها مك منمن انگليسي و نيكلاس آنلكاي فرانسوي را به مادريد آورد. ريخت و پاشهاي آنچناني باشگاه كه از دهه 1930 با شكستن ركورد نقل و انتقالات در جريان خريد «ريكاردوزامورا» دروازهبان افسانهاي بارسلونا، سرآمد تمامي باشگاهها شده بود، چيز چندان عجيبي نيست اما با نزديك شدن به انتهاي دهه نود، هرچقدر اين ولخرجيها فزوني يافت، پاداشهاي بيشتر و بيشتري را نصيب رئال ساخت. ابتدا پردراك مياتوويچ، با گلي كه در فينال ليگ قهرمانان 1998 به يوونتوس زد، مادريديها چندان در حسرت هفتمين جام ميسوختند كه گويي براي نخستين قهرماني انتظار ميكشند.
رئال با استفاده از تاكتيكهاي دفاعي فابيو كاپلو موسوم به «كاتانا چيو» قهرمان ليگ در فصل 97-1996 را كه در آن داور سوكر 24 گل و رائول 21 گل به ثمر رساندند، به دست آورد و دوراني جديد را آغاز كرد. حتي فرو ريختن اعتبار ملي اسپانيا در جام جهاني 97 هم رئال را سرافكنده نكرد. كاپيتان ايه رو محور اصلي تيم بود. او رهبري تيمي جوان متشكل از رائول، مورينتس، سالگادو و ايكركاسياس را برعهده داشت كه پايهگذار ادامه قهرمانيهاي رئال شدند. پس از اينكه جان توشاك انگليسي نتوانست در نيم فصل ابتدايي 2000-1999 رئال را به جايگاه مناسبي برساند، ويسنته دل بوسكه به عنوان مربي جديد معرفي شد.
حضور «مرد خانه» بر روي نيمكت سبب شد كه رئال موقتا مشكلات را پشت سر بگذارد و در آستانه ورشكستگي با پيروزي والنسيا، آن هم با سه گل، دوباره قهرمان اروپا شود. قهرماني رئال در ليگ قهرمانان 2000 بر پيشرفت تيم ملي اسپانيا در يورو 2000 هم تاثير زيادي گذاشت. فصل بعد لوئيس فيگو با ركورد 56 ميليوني يورويي از چنگ بارسلونا بيرون كشيده شد. اين به معناي تحقق نخستين شعار تبيلغاتي فلورنتينو پرس، رئيس جديد و جاهطلب رئال بود كه در انتخاباتي همانند انتخابات ايالات متحده با رسوايي بر لورنسوسانس پيروز شده بود. پرس رئال را با 185 ميليون يورو بدهي و در شرايط دشوار مالي تحويل گرفت و رؤياي افتخارات اروپايي در عالم واقعيت را با اين حقيقت كه رئال صاحب گنجي رؤيايي است توام كرد. آنها زمين تمرينشان در مركز شهر مادريد را فروختند و بدهيهايشان را پرداختند، اما پرس به جاي روشهاي صرفجويانه، زينالدين زيدان را هم به دنبال فيگو و با ركورد 64 ميليون يورو به برنابئو آورد.
رئال جشن تولد صد سالگياش را با گل جادويي زيدان در فينال ليگ قهرمانان 2002-2001 در مقابل لوركوزن، نهمين قهرماني، اروپا كامل كرد. تحقق شعارهاي پرس ادامه يافتند آنها ثابت كردند كه علاوه بر به دست آوردن جام، چگونه به دست آوردن آن همه برايشان اهميت دارد. خريد رونالدو آخرين افتخاري بود كه در كارنامه رئال ثبت شد ولي بعدا معلوم شد كه آنها به دنبال افتخارات زيادي هستند. بنابراين ديويد بكام را خريدند. اما با ورود اين دو عجوبه برزيلي انگليسي فقط يك قهرمان لاليگا در اين دو فصل به دست آمد. در مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان مغلوب يوونتوس شدند و در فصل اخير با شكست از موناكو از دور مسابقات حذف شدند و در لاليگا با شكستهاي پياپي اواخر فصل بر رتبه چهارم ايستادند تا پس از فصل 1968 اين بدترين عنوان تيم كهكشاني باشد. مادريد در فصل بعد ا رقيب ديرينه خود بارسلونا رقابتي تنگاتنگ داشتو اگر در نيوكمپ 3 بر 0 شكست نمي خورد مي توانست رتبه دوم را با قهرماني تعويض كند.
«معرفي اسطورههاي ققنوس ها»
1. آلفردو دي استفانو (پيكان طلايي)
اگر فوتبال باشگاهي را دنيايي متفاوت از فوتبال ملي بدانيم، آلفردودياستفانو در ردهبندي بهترين فوتباليستهاي قرن بعد از پله قرار داشت، او به دليل مصدوميت فرصت خودنمايي در جامهاي جهاني نيافت اما پنج بار پياپي رئال را قهرمان اروپا كرد و نخستين بازيكني بود كه دو بار پياپي توپ طلايي را صاحب شد. او در سه باشگاه معتبر دنيا نظير ريورپلاته، بارسلونا و رئال مادريد بازي كرد. اما مساله مليت او بسيار مبهم است. او در سال 1926 در يك خانواده ايتاليايي در بوينوس آيرس متولد شد و بعدها از آرژانتين به اسپانيا رفت و تبعه اين كشور شد. او بهترين گلزن تمامي رقابتهاي اروپايي محسوب ميشود. دياستفانو امروز رئيس افتخاري باشگاه به شمار ميرود. دوره حضور وي در رئال به عنوان بازيكن (1966-1954) و به عنوان مربي (83-1982) و (91-1990) ميباشد.
2.فرانتس پوشكاش «گلزن رؤيايي»
پوشكاش نابغه چپ پاي مجار كه از نوجواني عضو سواره نظام مجارستان شده بود، در 18 سالگي نخستين بازي ملياش را مقابل اتريش انجام داد و پس از يك دهه رويايي در كنار مجارهاي جادويي، چشم فوتبال دوستان را خيره كرد.
در سال 1958 به دليل اشغال كشورش توسط روسها به اسپانيا رفت و تبعه اين كشور شد و عصر طلايي رئال را در كنار دياستفانو خلق كرد. او در 80 بازي ملي 83 گل به ثمر رساند. پوشكاش در سال 1996 بازنشسته شد و مربيگري رئال را به عهده گرفت و در 39 بازي اروپايي، 35 پيروزي را براي رئال به ارمغان آورد. دوران حضور در رئال به عنوان بازيكن (66-1959) و به عنوان مربي (68-1966).
3.هوگو سانچس (اعجوبه مكزيكي)
سانچس درخشش خود را با كسب عنوان آقاي گل جام جهاني جوانان در 17 سالگي آغاز كرد. او چهار سال براي اتلتيكو گلزني كرد و سرانجام با پيوستن به رئال باشكوهترين دوران زندگياش را آغاز كرد. سانچس پنج بار آقاي گل لاليگا شد و با قيچي برگردان بينظيرش، كه از ميانه ميدان براي رئال به ثمر رساند، بهترين گل سال 1990 را زد. دوران حضور در رئال (1992-1985).
4. اميليو بوتراگئينو (ملقب به ال بوتره)
اميليو از آغاز تا پايان براي رئال بازي كرد. او از 17 سالگي به عضويت كارسيا، تيم پايهاي رئال درآمد و با اين تيم توانست در فينال جام حذفي مقابل تيم اصلي رئال بايستد. او در 341 بازي همراه رئال توانست 217 گل به ثمر برساند و هفتمين گلزن برتر تاريخ باشگاه محسوب شود. سرانجام وقتي كه در سال 1995 بازنشسته شد، براي اينكه به بارسلونا نپيوندد به مكزيك رفت و سه سال در آنجا بازي كرد.
خوزه آنتونيو كاماچا: او كه سابقه هدايت سپيدها را داشت بعد از ناكامي اسپانيا در يورو 2000 به پرتغال رفت و در تيم بنفيكا به فعاليت خود ادامه داد. او پس از شكستهاي تلخ رئال و اخراج كوئيروز، به دعوت پرس پاسخ مثبت داد و هدايت اين تيم افسانهاي را به دست گرفت.
رئال مادريد پس از او ناكامي هاي فراواني را تجربه كرد تا اينكه به دست مطمئن و كار بلد مردي از برزيل به نام واندرلي لوكزامبورگو سپرده شد.
رئال در يك نگاه:
نام رسمي: رئال مادريد
سال تاسيس: 1902
رئيس باشگاه: رامون کالدرون
نايب رئيس باشگاه : میاتویچ
رئيس افتخاري: آلفردو دياستفانو
استاديوم: سانتياگو برنابئو (78 هزار نفري)
زمين تمرين: والدبباس
حامي مالي: زيمنس
طراح لباس: آديداس
لباس اصلي: سراسر سفيد با خطوط آبي و سرشانه
اسامي مستعار: سپيدها، ققنوسها، وايكينگها و كهكشانيها
اسطوره هميشگي: آلفردو دياستفانو
هوادارن ويژه: ژنرال فرانكو (ديكتاتور اسبق اسپانيا) خوان كارلوس (پادشاه فعلي اسپانيا)
افتخارات داخلي:
قهرماني لاليگا: 29 بار، اولين بار در سال (32-1931) و آخرين بار در فصل (2003-2002)
قهرماني جام حذفي: 17 بار، اولين بار (5-1904) آخرين بار در فصل (93-1992)
افتخارات اروپايي:
قهرمان جام قهرماني اروپا: (ليگ قهرمانان 9 بار)، اولين بار در فصل (56-1955)، آخرين بار در فصل (2002-2001)
قهرمان جام يوفا: 2 بار در سالهاي (86-1985) و (85-1984)
قهرمان جام بين قارهاي: 3 بار در سالهاي (2000-1960)
دروغهای بزرگ کاتالانها پیرامون شکست 11-
مرجع خبری رئال مادرید : این بخش اول افشاگری ها در مورد دروغهای ساخته شده توسط هواداران بارسلوناست .
در سال 1943 ، بازی برگشت نیمه نهایی جام حذفی اسپانیا میان رئال مادرید و بارسلونا برگزار شد و کاتالان ها در آن بازی 11-1 شکست خوردند . بسیاری از دشمنان رئال مادرید سعی کردند که این پیروزی تاریخی را کتمان کنند و کاتالان ها نیز سعی کردند که آن را گردن دولت ژنرال فرانکو بیندازند . برای اثبات حرفشان آنها ادعا کردند که ارتش سویل در بین دو نیمه هواداران بارسلونا را برای صحبت کردن به زبان کاتالونیایی (زمان منطقه شمال شرق اسپانیا) که پس از جنگ سویل اسپانیا مدتی ممنوع شده بود تهدید کرده است . نوع دیگر این ادعا این است که عده ای ماموران نظامی به رختکن بارسلونا رفته اند و طوری آنها را دچار ضرب و شتم کرده اند که نتوانستند آماده ی بازی شوند . دیگر شایعه نیز این است که مسئولان دولت اسپانیا داور را وادار کرده اند که بازی را به نفع رئال مادرید به پایان ببرد .
اما تمام این داستان سرایی های عجیب با دانستن چند واقعیت رد می شود :
- ارتش سویل حتی اگر به رختکن بارسلونا وارد شده باشد نمی توانسته که بارسلونا را به خاطر صحبت کردن به زبان کاتالونیایی تهدید کرده باشد چرا که قانون ممنوعیت صحبت کردن به زبان کاتالونیایی در سال 1942 لغو شد اما این بازی در سال 1943 برگزار شده است .
- این که علت اصلی له شدن بارسلونا ضرب و شتم توسط پلیس باشد نیز بسیار غیرمعقول است چرا که نتیجه نیمه اول 8-0 بوده است و در نیمه دوم نیز رئال مادرید تنها 3 گل زده و بارسلونا یک گل و این نشان می دهد که بارسلونا در نیمه دوم بهتر از نیمه اول ظاهر شده است .
- داور در آن بازی هیچ سوت تاثیرگذاری نزد .
- اما اگر اندکی بیشتر در تاریخ سیر کنیم می فهمیم که این فکر که فرانکو در موفقیتهای رئال مادرید دست داشته و می خواسته به این تیم در طول دوران حکومتش کمک کند بسیار غیر واقع به نظر می رسد . رئال مادرید از زمانی که ژنرال در سال 1939 به قدرت رسید تا سال 1947 به هیچ عنوانی حتی جام حذقی هم نرسید و تا سال 1954 هم قهرمان لیگ نشد . به جای آن در این دوره بارسلونا و بیلبائو دو باشگاهی که به عنوان آنتی فرانکو در سرتاسر اسپانیا شناخته می شدند به عناوین قراوانی رسیدند . پس چطور می تواند این داستان که یاران فرانکو به کمک رئال مادرید برای پیروزی 11-1 برابر بارسلونا در نیمه نهایی جام حذفی آمده باشند اما پس از آن در فینال این رقابت مانع از شکست رئال مادرید به بیلبائو نشوند ؟
- برناردو سالازار ، یکی از مشهورترین تاریخ نویسان ورزشی اسپانیا (طرفدار اتلتیکو مادرید ، رقیب رئال) در یکی از مقالاتش نوشته که دو بازیکن بارسلونا در آن بازی به او اطمینان داده اند که در آن بازی برای شکست خوردن هیچ فشاری احساس نمی کرده اند .
آن بازیکنان خوزه اسکولا که در آن بازی 90 دقیقه بازی کرد و دومینگو بالمانیا ، تحلیلگر مشهور بودند که البته دومی در آن بازی روی نیمکت نشسته بود .
تنها گفته ای که از میان افسانه های ساخته شده توسط هواداران بارسلونا ایجاد شده است حقیقت دارد این است جو ایجاد شده توسط هواداران رئال مادرید است که در آن بازی تا جایی که می توانستند کار را برای بارسلونا مشکل کردند که البته این حتی در فوتبال امروز نیز امری طبیعی است . در آن بازی قدرت تهاجمی بالای رئال مادرید و فشار هواداران موجب شد که بارسلونا افتضاحی تاریخی از خود به جای بگذارد .:khandeeeee bahal: