به نام خدا
در این بخش بیوگرافی چهره های آلمانی قرار می گیرند.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نمایش نسخه قابل چاپ
به نام خدا
در این بخش بیوگرافی چهره های آلمانی قرار می گیرند.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
رومینیگه، ستارهای که در حسرت قهرمانی جهان ماند
کارل هاینتس رومینیگه (Karl-Heinz "Kalle" Rummenigge) که همهی فوتبال دوستان آلمان او را «کاله» صدا میکردند، در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی، یکی از بهترین بازیکنان فوتبال در آلمان و جهان بود.
این مهاجم استثنایی تیم فوتبال باشگاه بایرن مونیخ آلمان که بعدها در انترمیلان ایتالیا و سروت ژنو سوییس بازی کرد، در دورهی فعالیت ورزشی خود به همهی افتخارات رسید جز قهرمانی جهان.
رومینیگه در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۱۹۵۵ در لیپشتات واقع در ایالت نوردراین وستفالن آلمان زاده شد. فوتبال را در ایام نوجوانی با تیم شهر خود آغاز کرد. از همان هنگام جزو استعدادهای بزرگ به شمار میرفت و در ۱۷ سالگی در این تیم جای ثابتی داشت.
رومینیگه در سال ۱۹۷۴ به تیم بایرن مونیخ پیوست. او در آن زمان ۱۹ سال بیشتر نداشت. بسیاری از ناظران، پیوستن او را به تیم پرقدرت بایرن مونیخ که در آن ستارگانی چون بکنباوئر، مولر، مایر و برایتنر توپ میزدند، خودکشی ورزشی میدانستند، زیرا به دست آوردن جایی ثابت در این تیم، آرزویی محال به نظر میرسید.
اما رومینیگه با استعداد فوقالعادهی خود نشان داد که این «خودکشی» بیثمر نبوده است. در حالی که حتا بکن باوئر قیصر فوتبال آلمان در مورد او گفته بود رومینیگه هرگز بازیکن بزرگی نخواهد شد، وی در نخستین فصل پیوستن به بایرن مونیخ، ۲۱ بازی در این تیم انجام داد و پنج گل نیز به ثمر رساند. یکسال پس از آن، رومینیگه در خط حملهی تیم بایرن مونیخ جای ثابتی داشت.
رومینیگه (ر) از تیم بایرن در مصاف با نربرت ادر از تیم نورنبرگ
رومینیگه در سال ۱۹۷۶ و در سن ۲۱ سالگی به افتخار ورزشی بزرگی دست یافت و با تیم بایرن مونیخ قهرمان باشگاههای اروپا شد. در همان سال برای نخستین بار به تیم ملی آلمان فراخوانده شد و نخستین بازی ملی خود را در مقابل تیم ملی ولز انجام داد.
از آن پس عروج ورزشی رومینیگه و تبدیل او به یک ستارهی بینالمللی فوتبال آغاز شد. وی در سال ۱۹۷۸ با تیم ملی فوتبال آلمان در مسابقات جام جهانی در آرژانتین ناکام ماند، اما دو سال بعد با همین تیم به مقام قهرمانی ملتهای اروپا دست یافت. رومینیگه در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ دوبار پیدرپی عنوان بهترین بازیکن اروپا را به دست آورد و توپ طلایی مجلهی ورزشی «فرانس فوتبال» را از آن خود ساخت.
در مسابقات جام جهانی فوتبال سال ۱۹۸۲ در اسپانیا، تیم ملی آلمان با رومینیگه بازیهای موفقی به نمایش گذاشت و تا بازی نهایی رسید، اما این تیم در دیدار نهایی با شکست سه بر یک در مقابل تیم ملی فوتبال ایتالیا به مقام نایب قهرمانی جهان بسنده کرد. در آن سال همه انتظار داشتند که رومینیگه ستارهی بیچون و چرای مسابقات گردد. اما یک گلزن استثنایی و خوشاشتهای ایتالیایی به نام «پائولو روسی» رومینیگه را در سایه قرار داد.
چهارسال بعد، تیم ملی فوتبال آلمان به همراه رومینیگه در رقابتهای جام جهانی در مکزیک، بار دیگر در دیدار نهایی ناکام ماند. این بار حریف این تیم در بازی نهایی، تیم ملی فوتبال آرژانتین بود که با درخشش ستارهی استثنایی خود «دیهگو آرماندو مارادونا» با نتیجهی سه بر دو سرنوشت بازی را به نفع خود رقم زد تا رومینیگه بار دیگر از کسب عنوان قهرمانی جهان محروم شود. وی این بار نیز در سایهی درخشش مارادونا رنگ باخت.
رومینیگه (میانی) در مصاف با ایتالییها د ر بازیهای جام جهانی
رومینیگه در سال ۱۹۸۴ به باشگاه ایتالیایی انترمیلان منتقل شد. پولی که در آن زمان این باشگاه برای خرید رومینیگه به بایرن مونیخ پرداخت ۴/۱۱ میلیون مارک بود و در بازار نقل و انتقالات یک رکورد محسوب میشد.
رومینیگه روی هم سه سال در ایتالیا توپ زد، اما به دلیل آسیبدیدگیهای مداوم نتوانست آنطور که باید و شاید در این کشور موفق باشد. با این حال او در میان فوتبالدوستان ایتالیایی از محبوبیت ویژهای برخوردار بود. رومینیگه پس از آن به باشگاه سروت ژنو در سوییس پیوست و با این تیم یکبار هم قهرمان این کشور و آقای گل مسابقات شد. وی در سال ۱۹۸۹ آخرین بازی خود را برای این تیم انجام داد و سپس کفشهای خود را به دیوار آویخت.
رومینیگه بازیکنی بود که با پویایی و تحرک در میدان، قدرت دریبل فراوان، سرعت و تیزهوشی در ایجاد خطر در مقابل دروازهی حریف، به یکی از پدیدههای ورزش فوتبال تبدیل شد. در روزهای اوج او یک روزنامهی معتبر آلمانی در مورد او نوشت: «اگر چه هیچ چیز در این بازیکن کامل نیست، اما او از همهچیز مایهی فراوانی دارد».
کارل هاینتس رومینیگه روی هم ۹۵ بازی برای تیم ملی فوتبال آلمان انجام داد و ۴۵ گل برای این تیم به ثمر رسانید. وی ۵۱ بار به عنوان کاپیتن این تیم پای به میدان گذاشت. رومینیگه در ۳۱۰ بازی خود در لیگ برتر فوتبال آلمان، رویهم ۱۶۲ گل به ثمررسانید. وی از سال ۱۹۹۱ تا کنون عضو هیئت مدیرهی باشگاه بایرن مونیخ آلمان بوده است و از پنج سال پیش به این طرف، در راس این هیئت جای دارد.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
گونتر نتزر؛ شماره دهی که از اعماق فضا آمد
با شکلگیری سیستم تاکتیکی ۳ـ۳ـ۴ در دههی ۶۰ میلادی در فوتبال آلمان، مردانی در قلب زمین پدیدار شدند که تدریجا به رهبر تیم و بازیسازی خلاق در میدان فراروییدند.
یکی از این پدیدههای استثنایی فوتبال، گونتر نتزر بود.
اگر در جستجوی بزرگان پرآوازهی تیم ملی فوتبال آلمان باشیم، پیش از هر کس به نامهایی چون اووه زلر، سپ مایر، فرانتس بکنباوئر و گرد مولر برمیخوریم. آوازه و محبوبیت این بازیکنان انکارناپذیر است. با این همه، بسیاری از کارشناسان فوتبال معتقدند که دو بازیکن شمارهی ۱۰ تیم ملی فوتبال آلمان از اواخر دههی ۶۰ تا اواسط دههی ۷۰ میلادی، بیش از دیگران بر فوتبال این کشور تاثیر گذاشتهاند. این دو تن گونتر نتزر و ولفگانگ اوورات هستند که از بد حادثه، تقریبا بطور همزمان در صحنهی فوتبال آلمان ظاهر شدند.
میان نتزر و اوورات برای تصاحب پیراهن جادویی شمارهی ۱۰، رقابتی سخت جریان داشت. هلموت شون مربی تیم ملی آلمان همواره ناچار بود یکی از آن دو را قربانی سیستم تاکتیکی کند و این قربانی بیشتر نتزر بود.
اگر امروز هم کسی در آلمان دربارهی بازیکن شمارهی ۱۰ به عنوان نماد فوتبال خلاق و زیبا صحبت کند، بیاختیار نخستین نامی که به ذهن خطور میکند گونتر نتزر است. سخنان آلمانیها در این رابطه حتا طنین و پژواکی حسرتآمیز دارد، گرچه شاید بسیاری معتقد باشند که بازیکن شمارهی ۱۰ به گونهای که نتزر و اوورات آن را نمایش میدادند، در فوتبال پرشتاب و نفسگیر امروز دیگر جایی ندارد.
واقعیت این است که پس از افول ستارگانی چون نتزر و اوورات، اگر چه فوتبال آلمان بازیکنان خلاق و پرقدرتی مانند برند شوستر، لوتار ماتئوس و این اواخر حتا میشائيل بالاک را در میانهی میدان خود تجربه کرد، ولی این بازیکنان هیچ یک در اندازههایی نبودند که بتوانند به جایگاه رفیع نتزر و اوورات دست یابند.
میخواهیم ببینیم گونتر نتزر که با هوشی سرشار و حرکاتی عجیب در زمین بازی، تماشاگران را مسحور و همهی کسانی را که به فوتبال نگاهی رومانتیک دارند مجذوب میکرد، چه پدیدهای بوده است. یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که گونتر نتزر، در عمر ورزشی خود به عنوان بازیکن، در مسابقات جام جهانی، فقط ۲۰ دقیقه برای تیم ملی آلمان بازی کرد و آن هم بازی حیثیتی میان آلمان غربی و آلمان شرقی در سال ۱۹۷۴ بود که در میان شگفتی همگان با نتیجهی یک بر صفر به سود آلمان شرقی پایان یافت. بسیاری از ناظران فوتبال حتا با اغراق گفتهاند که نتزر در طول عمر ورزشی خود، شاید فقط یک فصل فوتبال موفق بازی کرده باشد. پس علت اسطوره شدن این بازیکن چیست؟
اسطورهای شکل میگیرد
گونتر نتزر در فینال جام حذفی آلمان در برابر اف ث کلن
نتزر یک شورشی تمام عیار بود. او در هیچ قالب از پیش ساخته شدهای نمیگنجید. همزمان مغز و قلب تیم خود بود، چه زمانی که در خط میانی تیم باشگاهی خود مونشنگلادباخ توپ میزد، چه بعدها که به رئال مادرید پیوست و چه در رقابتهای جام ملتهای اروپا در سال ۱۹۷۲ که با درخشش خود آلمان را به قهرمانی رهنمون شد. آری، نتزر در اندازههایی بود که برای اسطوره شدن او، تنها یک جام ملتهای اروپا کافی بود.
برای تجدید خاطره با یکی از درخشانترین بازیهای گونتر نتزر، دیدار تیم ملی آلمان را در چارچوب رقابتهای جام ملتهای اروپا در برابر انگلستان در ورزشگاه ویمبلی لندن در سال ۱۹۷۲ به یاد میآوریم. در دیدار رفت یک چهارم نهایی این مسابقات، دو تیمی به مصاف یکدیگر رفتند که یک بار در سال ۱۹۶۶ در همین ورزشگاه دیدار نهایی جام جهانی را برگزار کرده بودند. آلمان پس از شش سال به ویمبلی بازمیگشت تا آن شکست جنجالی را جبران کند. گونتر نتزر با پیراهن شمارهی ۱۰ چون نگینی در قلب تیم ملی آلمان میدرخشید.
او در طول ۹۰ دقیقه چهرهی برتر خط میانی آلمان بود و به بازیکنان خط میانی انگلستان فرصت کوچکترین خودنمایی نداد. آلمان آن بازی تلافیجویانه را با نتیجهی سه بر یک به سود خود به پایان رساند. گل دوم آلمان را خود نتزر از روی نقطهی پنالتی به ثمر رساند. پس از بازی، حتا تماشاگران انگلیسی به پا خواستند و برای آلمانیها و بویژه نتزر کف زدند.
یکی از گزارشگران روزنامهی معروف آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه» روز بعد از این بازی در تفسیر خود از جمله نوشت: «گونتر نتزر که از اعماق فضا آمد، با خود تبی همراه داشت که حتا به تماشاگران انگلیسی در ورزشگاه نیز سرایت کرد». تنها دو سال پس از این گزارش و جملهی عجیبی که آن مفسر آلمانی دربارهی نتزر به کار برد، به مناسبت برگزاری جام جهانی ۱۹۷۴ در آلمان، کتابی در این کشور منتشر شد که عنوان آن چنین بود: «نتزر از اعماق فضا آمد». این زایش اسطورهی نتزر بود.
گونتر نتزر در دیدار تیم ملی آلمان با سفیدپوشان بلژیک در جام ملتهای اروپا در سال ۱۹۷۲
حتا امروز نیز ورزشینویسان آلمانی که آن بازی را ندیدهاند، آن جملهی تاریخی را نقل میکنند. موضوع تنها بر سر آن نیست که در این جمله با اصطلاح «اعماق فضا» به بعد سومی در فوتبال اشاره میشود که گویی به تازگی کشف شده است. بلکه این اصطلاح به نکتهی ژرفتری نیز اشاره دارد و آن شیوهی بازی کسی است که برای نخستین بار در یک میدان بینالمللی، وظایف یک بازیکن لیبرو و یک هافبک میانی نفوذی را چنان با خلاقیت، ظرافت و قدرت در حد کمال درهم میآمیزد که نمونهاش پیش از آن دیده نشده است.
نتزر با دوندگی و دید عالی، دائما توپ را از اعماق خط دفاعی تیم خودی تحویل میگرفت و با پاسهای دقیق پخش میکرد. او چونان پیستونی بطور مستمر از محوطهی جریمهی خودی تا دروازهی تیم حریف در نوسان بود، پیستونی که صرفا از حرکتی مکانیکی تبعیت نمیکرد، بلکه این حرکات را با نبوغ و خلاقیت و ظرافت درهم آمیخته بود.
به گفتهی کارشناسان آن عصر، نتزر مدتها بود که در تیم باشگاهی خود مونشنگلادباخ با چنین شیوهای بازی میکرد. ولی نباید فراموش کرد که با آمدن تلویزیونهای رنگی به بازار و استفاده از روشها و تکنیکهای مدرن فیلمبرداری، آن هم در ورزشگاهی چون ویمبلی، تماشاگران در پای تلویزیونهای خود، برای نخستین بار میتوانستند حرکات اعجابآور و خلاق بازیکنی را نظاره کنند که با آن موهای بلند طلایی بیش از همه میدوید، درهمه جای میدان حضور داشت و با پاسهای دقیق و بلند خود همواره در دل مدافعان انگلستان، تشویش و اضطراب برمیانگیخت.
در آن بازی، گوردون بنکس دروازهبان افسانهای انگلستان، چند بار با هنرنماییهای خود، شوتهای مخوف نتزر از پشت محوطهی جریمه را به کرنر فرستاد. نتزر در آن دوره، «بازیکن شمارهی ۱۰» را به گونهای کمالیافته تعریف میکرد.
بازیکنی با گامهای غولآسا
گونتر نتزر
مهارتها و تواناییهای فردی نتزر عالی و قدرت دوندگی او مثالزدنی بود. خستگیناپذیری او در آدمی این تصور را برمیانگیخت که گویی با چهار شش نفس میکشد. پاسهای طلایی او توپ را از یک سوی زمین به سوی دیگر میکشاند. گاهی از مسافت ۵۰ یا ۶۰ متری آن چنان پاس دقیقی میداد که به گفتهی یکی از روزنامهنگاران، گویی توپ با چتر نجات روی پای بازیکن خودی فرود آمده است.حرکات نتزر محاسبهپذیر نبود. در یک آن سرعت و آهنگ بازی را تغییر میداد و کند یا تند میکرد. قدرت جنگندگی نتزر در درگیریهای تن به تن حیرتآور بود.
یکی از ویژگیهای نتزر گامهای بلندی بود که به هنگام حرکت با توپ برمیداشت. این گامهای بلند، شاخص نتزر بود و او را از دیگر بازیکنان داخل زمین متمایز میکرد. ولفگانگ اوورات دوست و رقیب نتزر خاطر نشان میکند که تا آن زمان، همهی بازیکنان تکنیکی میانهی میدان آلمان مانند فریتس والتر، هانس شفر و خود او، بازیکنان کوچک اندام و ریزنقشی بودند، ولی با آمدن نتزر، بازیکنی به میدان پاگذاشت که افزون بر مهارتهای فردی، اندامی ورزیده، دست و پاهایی بزرگ و گامهایی غولآسا داشت. پاهای نتزر چنان بزرگ بود که تیم ملی آلمان برای او کفشهای ویژهی فوتبال به کمپانی آدیداس سفارش میداد.
نتزر عاشق حفظ توپ بود، ولی این امر هرگز باعث نمیشد که با همهی وجود در خدمت تیم نباشد. با این همه، نتزر خودسر و فردگرا و لجباز بود. ولی مگر اساسا بدون چنین خصوصیاتی میتوان بازیکن شمارهی ۱۰ هم بود؟
فراموش شدنی نیست که یک بار در دیدار فینال جام حذفی آلمان، نتزر از روی نیمکت ذخیرهها برخاسته و بدون اجازهی مربی از یکی از بازیکنان تیم خودی خواسته بود که جای خود را در میدان به او بدهد. در برابر چشمان حیرتزدهی مربی و همهی بازیکنان و تماشاگران، نتزر در همان بازی تنها چند دقیقه پس از ورود به میدان، گل پیروزی مونشنگلادباخ را به ثمر رسانده بود! هیچ مربیای نمیتواند یک چنین خودسری و خودکامگی را بر بازیکنی ببخشد. ولی نتزر بازیکنی معمولی نبود که مشکلاتش هم معمولی باشد. وانگهی به بازیکنی که ارادهی خود را با قاطعیت و موفقیت بر روند بازی تحمیل میکند چه میتوان گفت؟ بازیکنانی با چنین ویژگیهایی امروز در فوتبال کجا هستند؟
به گفتهی نتزر، بازیکنی که در آن زمان پیراهن شمارهی ده را برتن میکرد، میخواست با این شماره چیزی بگوید. او با این شماره اعلام میکرد که خود را برای بازی مسئول میداند و میخواهد در کانون حوادث آن باشد. ولی امروز هر بازیکن خوبی میتواند پیراهن شمارهی ۱۰ را بر تن کند، بدون آن که واجد آن خصوصیات باشد.
گونتر نتزر (چپ) و هانس وایسوایلر، سرمربی تیم مونشنگلادباخ
نتزر معتقد است که پله کاملترین شمارهی ۱۰ جهان بود، ولی شاید مارادونا بهترین بازیکن تکنیکی جهان باشد. او میافزاید که مارادونا دریبلزن بهتری بود و در برابر دروازهی حریف کارهای عجیب و غریبی میکرد، ولی بازی پله در مجموع از جذبه و گیرایی بیشتری برخوردار بود. نتزر تاکید میکند که بازیکنان بزرگی که پیراهن شمارهی ۱۰ را بر تن کردهاند، هر یک این سنت را به شیوهی خود تعریف کردهاند و از این دیدگاه نمیتوان آنان را با یکدیگر مقایسه کرد.
خود او تصریح میکند که هیچ الگویی نداشته است، شاید به این دلیل که به باور او کپیها همیشه از اصلها بدترند و نتزر نمیخواسته کپی بازیکن دیگری باشد. با این همه، نتزر در جایی گفته بود، اگر حس جاهطلبی داشت به یک پله دوم تبدیل میشد.
به باور نتزر، بازیکنان شماره ۱۰ شبیه هنرمندان هستند. هنرمندان هم آدمهای حساس و آفرینندهای هستند، به همین دلیل به ندرت از سوی بازیکنان شمارهی ۱۰ حرکات خشن در زمین دیده میشود. ولی آنان به دلیل تواناییهایشان همواره در معرض خشونت بازیکنان حریف هستند. وقتی امروز بازیکنانی را میبینیم که از خشونت مینالند، باید به آنان بازیهای آن زمان را یادآوری کنیم که از مرز خشونت هم فراتر میرفت و به تهدید تبدیل میشد. بازیکنان خلاق خط میانی دائما در معرض خشونت بودند.
در واقع نیز در گذشته، در میانهی میدان بازیکنانی مامور میشدند که از بازیگردانان خلاقی چون نتزر محافظت کنند، چون معمولا از تیم مقابل چند بازیکن مامور مهار این بازیکنان میشدند. ولی امروزه برای محافظت از بازیکنان خلاقی چون لیونل مسی، قواعد سختی از سوی فیفا وضع شده است. خطایی که آن موقع با یک کارت زرد یا حداکثر قرمز روبرو میشد، امروزه میتواند هفتهها محرومیت از بازی به همراه داشته باشد.
نتزر خاطر نشان میسازد که امروزه سپردن پیراهن شمارهی ۱۰ به یک بازیکن شاید کار درستی نباشد، چون به سرعت انتظارات را نسبت به این بازیکن افزایش میدهد. در زمان او، بازیکن شمارهی ۱۰ این پیراهن را با زحمت بسیار و بازده و کارایی همواره خوب در زمین به دست میآورد. بازیکن شمارهی ۱۰ به دلیل کاراییهای خود، از حقوق و اختیارات ویژه نیز برخوردار میشد. شعاع عملیاتی او مرزی نمیشناخت.
نتزر معتقد است که زمان بازیکنان شمارهی ۱۰ سپری شده است. شاید علت این باشد که چنین بازیکنانی دیگر مطلوب مربیان نیستند. او افول بازیکن شمارهی ۱۰ را نتیجهی تاثیر مربیان میداند، زیرا بسیاری از مربیان نمیدانستند با چنین بازیکنی چه کار باید کرد. مربی نمیتواند نظر خود را به چنین بازیکنی دیکته کند. به باور نتزر، به همین دلیل امروزه دیگر نمیتوان از بازیکن شمارهی ۱۰ انتظاراتی را داشت که ما از شمارهی دههای کلاسیک داشتیم.
بهمن مهرداد
تحریریه: شهرام احدی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
تیم ملی آلمان
بالاک در هنگام بازیگری در تیم چمنیتز به تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان دعوت شد و در ۲۱ مارس ۱۹۹۶ اولین بازی ملی خود را در رده زیر ۲۱ سال مقابل دانمارک به میدان آمد و در مجموع برای آن تیم ۱۹ بازی و ۴ گل زد.
اولین دعوت بالاک به تیم ملی بار از سوی برتی فوگتس بود. هنگامی که در کایزرسلاترن بازی میکرد.
اولین بازی ملی او در ۲۸ آوریل ۱۹۹۹ و زمان مربیگری اریش ریبک انجام شد. در آن روز بالاک مقابل اسکاتلند در دقیقهٔ ۶۰ به جای دیتمار هامان به بازی آمد.
در یورو ۲۰۰۰ بالاک جز تیم ملی فوتبال آلمان بود که بسیار ضعیف نتیجه گرفت و در دور اول حذف شد. بالاک در کل این جام تنها ۶۳ دقیقه به میدان آمد.
در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ بالاک با بازیسازی خوبش در مرکز زمین خود را به عنوان ستاره تیم ملی کشورش مطرح کرد. او در بازی تک حذفی مقابل اوکراین سه گل به ثمر رساند تا حضور آلمان در این جام تضمین شود.
در جام جهانی ۲۰۰۲ بالاک بسیار خوش درخشید و نقطهٔ اوج فوتبال او رقم خورد. او در این مسابقات در یک چهارم نهایی مقابل آمریکا و در نیمه نهایی مقابل کرهٔ جنوبی تک گل پیروزی بخش تیمش را به ثمر رساند. در بازی مقابل کرهٔ جنوبی بالاک با یک خطای فنی یک خطر مسلم گلزنی را از کرهایها گرفت و به همین علت کارت زردی دریافت کرد که او را از حضور در فینال بازداشت. با این حال بالاک در نایب قهرمانی آلمان نقش بسزایی داشت و از بهترین پاسورهای کل بازیها بود.
پس از بازیهای یورو ۲۰۰۴ و با انتخاب یورگن کلینزمن به جای رودی فولر در سمت مربی تیم ملی فوتبال آلمان، بالاک هم به جای الیور کان کاپیتان تیم ملی شد.
بالاک در بازیهای دوستانهٔ آمادهسازی برای جام جهانی ۲۰۰۶ نیز خوب ظاهر شد و در اواخر مارس ۲۰۰۶ گل چهارم را برای آلمان به ثمر رساند تا این تیم آمریکا را ۴-۱ مغلوب کند.
بالاک با ۶۰ بازی ملی، ۲۹ گل به ثمر رساندهاست. او پیراهن شمارهٔ ۱۳ معروف تیم را به تن میکند یعنی همان پیراهنی که قبلا "رودی فولر" به تن داشتهاند
باشگاهی
میشائل بالاک
آغاز کار و چمنیتزر
میشائیل بالاک فوتبال را با تیم بی.س.ژ موتور کارل-مارکس-اشتادت آغاز کرد. والدینش او را در هفت سالگی به تمرین این تیم فرستادند و او در همان نگاه اول چشم مربی وقت، استفن هانیش، (که خود از بازیکنان دستهٔ دوم آلمان شرقی بود) را گرفت. قابلیت بازی با دوپای بالاک از مهمترین خاصیتهای چشمگیر او بود.
بالاک آرام آرام به تیم اصلی راه یافت و در ۴ اکتبر ۱۹۸۳ به میدان آمد و در پیروزی دو بر یک تیمش مقابل موتور آسکونای کارل-مارکس-اشتادت شرکت داشت. بالاک مدام پیشرفت میکرد و مخصوصا به قابلیت گلزنیاش اضافه میشد. او در فصل سوم حضورش ۵۷ گل در ۱۶ بازی به ثمر رساند. او تنها ده سال داشت که به باشگاه بزرگتری راه پیدا کرد. یعنی باشگاه کارل-مارکس-اشتادت که بعدها به چمنیتزر تغییر نام داد.
بالاک در تیم جدیدش تحت نظر مربیانی همچون یورگن هابربر و ابرهارد شوستر بود و به همراه این تیم به افتخاراتی نیز نایل آمد از جمله قهرمانی ایالت ساکسونی در ۱۹۹۱ و قهرمانی مسابقات زیر ۱۹ سال کل آلمان در ۱۹۹۴.
در ۱۹۹۵ بالاک برای اولین بار قراردادی امضا کرد و به خاطر قابلیتهای خاصش به یاد فرانس بکنباوئر به «قیصر کوچک» معروف شد. او در ۴ آگوست ۱۹۹۵ برای اولین بار در یک بازی حرفهای بزرگسالان در اوبرلیگا(دستهٔ دوم) مقابل لیپزیگ به میدان آمد اما چمنیتزر در این بازی ۲-۱ شکست خورد. در این فصل بالاک ۱۵ بار برای تیمش به میدان آمد اما چمنیتز نهایتا به دستهٔ پایینتر سقوط کرد. با این حال این فصل برای بالاک فصل موفقی بود زیرا او در ۲۶ مارس ۱۹۹۶ در تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان به میدان آمد.
در فصل بعدی بالاک جز ترکیب ثابت چمنیتزر شد و در درخشش دوبارهٔ این تیم نقش داشت. او در تمام بازیها به میدان آمد و ده گل به ثمر رساند. چمنیتزر نتوانست به دستهٔ بالاتر برگردد اما در تابستان ۱۹۹۷ بالاک به کایزرسلاترنی پیوست که تازه به بوندسلیگا برگشته بود.[۲]
کایزرسلاوترن
بازیهای خوب بالاک در چمنیتزر و تیم ملی زیر ۲۱ سال مربی وقت کایزرسلاوترن، اتو رهاگل، را بر آن داشت تا او را خریداری کند. باشگاه فوتبال کایزرسلاوترن تازه به بوندسلیگا برگشته بود و این موقعیت خوبی برای بالاک بود.
در هفتمین بازی فصل در بازی دور از خانه مقابل کارلسروهه، رهاگل تصمیم گرفت بالاک جوان را برای اولین بار به میدان بفرستد و این اولین بازی وی در بوندسلیگا بود. گرچه او تنها در پنج دقیقهٔ آخر بازی به میدان آمد. در ۲۸ مارس ۱۹۹۸ بالاک برای اولین بار در ترکیب ابتدایی تیم قرار گرفت. بازی مقابل بایر لورکوزن بود و بالاک وظیفهٔ مهار امرسون را به عهده داشت.
بالاک در این فصل جمعا ۱۶ بار برای تیم جدیدش به میدان آمد و نقشی هر چند کوچک در مقام بینظیر کایزرسلاترن یعنی فتح بوندسلیگا بلافاصله پس از بالا آمدن از دستهٔ پایینتر، بازی کرد. در فصل بعدی بالاک از بازیکنان اصلی تیم شد و در ۳۰ بازی به میدان آمد و چهار گل به ثمر رساند. کایزرسلاترن در آن فصل تا یک چهارم نهایی جام باشگاههای اروپا بالا رفت و در آنجا توسط بایرن مونیخ حذف شد.
در ۱ جولای ۱۹۹۹ دو ماه بعد از اولین بازی بالاک در تیم ملی بزرگسالان، او در سن ۲۲ سالگی به بایر لورکوزن. هنوز یک سال از قرارداد او با کایزرسلاوترن باقی مانده بود و به همین علت بایر لورکوزن مجبور به پرداخت ۸ میلیون مارک آلمان (نزدیک ۵ میلیون یورو) برای انتقال او شد.
بایر لورکوزن
بالاک در بایر لورکوزن به خوبی درخشید. این آغاز درخشش جدی او بود. مربیان او در این تیم کریستوفر دام و کلاس تاپمولر بودند. او در این تیم هافبک تهاجمی بود و جلوی کارستن راملو بازی میکرد.
او جمعا سه فصل برای بایر لورکوزن بازی کرد و ۲۷ گل در بوندس لیگا و ۹ گل در اروپا به ثمر رساند.
در سال ۲۰۰۰ بایر لورکوزن تنها به یک تساوی مقابل اونترهاخینگ نیاز داشت تا برای اولین بار در تاریخ فاتح بوندسلیگا شود اما با گل به خودی بالاک، آنها شکست خوردند تا باز هم بایرن مونیخ قهرمان شود.
با این حال بالاک در بایر لورکوزن به یکی از بهترین هافبکهای اروپا بدل شد. آخرین فصل او در بایر لورکوزن فصل ۲۰۰۱/۰۲ بود که فصلی به یاد ماندنی به شمار میآید. او در این سال با لورکوزن مقام نایب قهرمانی بوندسلیگا، جام باشگاههای اروپا و جام حذفی آلمان را کسب کرد. چهار بازیکن بایر لورکوزن در آن سال در تیم ملی فوتبال آلمان بودند و نایب قهرمان جهان شدند. بالاک در آخرین فصل خود ۱۷ گل به ثمر رساند و بازیهای خوبش باعث شد به عنوان بازیکن سال آلمان انتخاب شود.
بایرن مونیخ
بالاک در بایرن مونیخ
در سال ۲۰۰۲ بالاک با قراردادی به ارزش نزدیک ۱۳ میلیون یورو به بایرن مونیخ پیوست. بایرن مونیخ با سیستمی دفاعی تر بازی میکرد و بالاک باید با آن تطبیق مییافت اما به هرحال او در فصل اول ده گل در قهرمانی بایرن مونیخ در بوندسلیگا به ثمر رساند. همچنین در فینال جام حذفی آلمان به میدان آمد و دو گل به کایزرسلاترن زد تا بایرن ۳-۱ پیروز شود و به قهرمانی برسد.
در سال بعد بالاک بازهم درخشید و با مربی جدید، فلیکس ماگات، نیز رابطه خوبی داشت.
بالاک جمعا چهار فصل برای بایرنیها بازی کرد و سه بار قهرمان بوندسلیگا و دوبار قهرمان جام حذفی شد و جمعا در ۱۳۵ بازی به میدان آمد و ۴۷ گل به ثمر رساند. این مجموع گلهای داخلی بالاک از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ را به ۶۱ میرساند.[۳]
چلسی [ویرایش]
بالاک در چلسی
بالاک در فصل آخر خود در بایرن از چلسی، فیورنتینا ٬ رئال مادرید ٬ اینترمیلان ٬ بارسلونا[۴] ٬منچستر یونایتد، آث میلان پیشنهادهایی دریافت کرد و نهایتا در ۱۵ مه ۲۰۰۶ با قراردادی سه ساله به چلسی پیوست. [۵]
مورینیو در باره او گفتهاست: «برای من او از بهترین بازیکنان جهان است. بسیار باهوش است، از نظر تاکتیکی بسیار قوی است و گلهای بسیاری به ثمر میرساند. برای من در اروپا تنها فرانک لمپارد در این سطح بازی میکند. این دو زوجی رویایی را تشکیل خواهند داد.»
وی در ۴ سال حضور خود در باشگاه چلسی توانست یک قهرمانی در لیگ برتر انگلیس ٬ 3 قهرمانی در جام اتحادیه فوتبال انگلیس و یک نایب قهرمانی در جام باشگاه های اروپا را جشن بگیرد.
بالاک در ۱۰۵ بازی که با پیراهن چلسی به میدان رفته است ۱۷ گل به ثمر رسانده است.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
الیورکان، ستاره ی قهرمان
الیور کان متولد پانزدهم ژوئن ۱۹۶۹ در شهر کارلسروهه در جنوب آلمان و در نزدیکی شهر اشتوتگارت است.او از هفت سالگی رو به ورزش فوتبال آورد و در تیم نوجوانان کالسروهه مشغول به بازی شد.او هرگز به تیم ملی جوانان دعوت نشد.سپس او از سال ۱۹۹۰ کار خود را در بوندس لیگا آغاز کرد و در سطح اول فوتبال آلمان شروع به فعالیت کرد.نخستین موفقیت او، رسیدن با تیم کارلسروهه به مرحله نیمه نهایی جام یوفا در سال ۱۹۹۳ بود.او با بازیهای خود و نوع خاص دروازه بانی اش همه را در آن مقطع زمانی در لیگ آلمان متعجب کردو در سال ۱۹۹۴ لقب «دروازهبان سال» را به خود اختصاص داد. تا اینکه در نهایت برای حضور در رقابتهای جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا به تیم ملی آلمان دعوت شد.ولی در تیم ملی دروازهبان سوم بود و سنگربان اول آلمانها در آن سالها بدو ایگنر بود و کان هرگز نتوانست در جام هانی ۱۹۹۴ آمریکا به میدان برود.اما پس از بازگشت از جام جهانی و در شرایطی که مدت زمانی به آغاز فصل جدید بوندس لیگا باقی نمانده بود او در آغاز فصل ۹۵-۱۹۹۴ با پیشنهاد باشگاه باواریایی بایرن مونیخ مواجه شد.او با مبلغ پنج میلیون مارک بی درنگ از باشگاه کارلسروهه که از دوران کودکی در آن عضویت داشت به سمت مونیخ حرکت کرد و به قرمزهای باواریا پیوست.این مبلغ تا آن زمان در بوندسلیگا برای هیچ دروازهبانی پرداخت نشده بود.
او در سال ۱۹۹۵ دروازبان دوم آلمانها و رقیب اصلی اندریاس کوپکه بود.بایرنیها در سال ۱۹۹۹ به خاطر الیور کان ستارهٔ تیم، در لیگ قهرمانان اروپا درخشیدند.اما در فینال مسابقات و در وقت اضافه با دریافت دو گل از منچستر یونایتد در حالی که تا دقیقه ۹۰ یک بر صفر بیش بودند بازی را واگذار کردند. الیور کان بعدها گفته بود که: «شوک بارسلونا را تا مدتها نتوانستم فراموش کنم».
بایرن بعد از آن در سال ۲۰۰۱ توانست به لطف الیور کان بار دیگر در بازی نهایی حضور یابد و این بار در ضربات پنالتی بر «والنسیا» غلبه و جام قهرمانی را تصاحب کند. کان با دفع سه پنالتی، ستاره آن مسابقه لقب گرفت.
آلمانها در جام جهانی ۲۰۰۲ توانستند مقام دوم را کسب کنند که این را مدیون ستارهٔ پرفروغ خودالیور کان بودند.الیور کان در جام جهانی ۲۰۰۲ به عنوان اولین دروازهبان جایزهٔ بهترین بازیکن جام (توپ طلای آدیداس) را تصاحب کرد.
الیور کان در ماه اکتبر سال ۲۰۰۸ رسما با انجام بازی خداحافظی کنارگیری خود را از فوتبال اعلام کرد.در این بازی تمامی بازی کنان سابق تیم بایرمونیخ و تیم ملی آلمان حضور داشتند و تماشاگران زیادی نیز به الیانس ارنای شهر مونیخ امده و الیور کان دروازه بان اسطورهای این تیم را تشویق کردند.
هرکس از گرد مولر و افنبرگ چیزی برای گفتن داره بذاره.............
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
گرد مولر(به آلمانی: Gerd Müller) (زادهٔ ۳ نوامبر ۱۹۴۵ در نوردلینگن) بازیکن فوتبال آلمانی است.
مولر در هشت سال بازی در تیم ملی فوتبال آلمان مجموعاً ۶۲ بازی برای این تیم انجام داد و ۶۸ گل به ثمر رسانید.بطور میانگین بیش از یک گل در هر بازی. وی یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال جهان است.
زندگی ورزشی
او دوران حرفهای ورزشی خود را به تیم شهرش آغاز کرد.تنها پس از سه سال عضویت در تیم پایه نوردلینگن زادگاهش به تیم اصلی راه یافت و با آمار گلزنی ۵۱ گل در ۳۲ بازی موجبات حضورش در بایرن مونیخ فراهم شد.
دوران باشگاهی
در سال ۱۹۶۴ هنگامی که ۱۹ سال داشت به تیم بایرن مونیخ که در آن زمان در دسته دوم بازی می کرد، پیوست. در سال ،۱۹۶۵ مثلث بکن باوئر، سپ مایر و گرد مولر که بعدها بایرن را به تیم اول جهان تبدیل کرد، این تیم را به دسته اول بوندس لیگا هدایت کرد. مولر به همراه بایرن ۴ قهرمانی آلمان، ۴ قهرمانی جام حذفی آلمان و ۳ قهرمانی اروپا را به دست آورد.او ۷ بار به عنوان گلزن برتر بوندس لیگا انتخاب شد. همچنین از فصل ۶۵-۱۹۶۴ تا فصل ۷۸-۱۹۷۷ همراه برترین گلزنی بایرن مونیخ بود. در فصل ۷۲-۷۱ برای این تیم ۴۰ گل زد که تاکنون کسی به این رکورد نرسیده است. به این افتخارات باید قهرمانی در جام برندگان جام اروپا و جام باشگاههای جهان را افزود. همچنین در سال ۱۹۷۰ به عنوان اولین آلمانی جایزه بهترین بازیکن اروپا را به خود اختصاص داد.
دوران ملی
پس از اینکه مورد توجه هلموت شون مربی تیم ملی آلمان قرار گرفت، در سال ۱۹۶۶ نخستین بازی ملی خود را برابر ترکیه انجام داد و هشت سال در خدمت این تیم بود. مولر در این هشت سال مجموعا ۶۲ بازی برای تیم ملی فوتبال آلمان انجام داد و ۶۸ گل به ثمر رسانید. یعنی بطور میانگین بیش از یک گل در هر بازی.گرد مولر به همراه تیم ملی فوتبال آلمان در سال ۱۹۷۴ به مقام قهرمانی جهان رسید. در بازی نهایی آن دوره از مسابقات، آلمان در مقابل رقیب دیرینهٔ خود هلند قرار گرفته بود. تا چند دقیقه پیش از پایان نیمهٔ نخست، دو تیم با نتیجهٔ یک بر یک مساوی بودند. در این لحظات گرد مولر که او را در آلمان «بمبافکن» تیم ملی مینامیدند، با وارد کردن دومین گل به دروازهٔ هلند، آلمان را برای دومین بار قهرمان جهان ساخت.
مولر در مسابقات جام جهانی مجموعا ۱۴ گل به ثمر رسانید و تا سال پیش که رونالدو ستارهٔ برزیلی با پانزدهمین گل خود در رقابتهای جام جهانی در آلمان، رکورد مولر را شکست، پیشتاز بود. مولر با تیم ملی آلمان یکبار نیز در سال ۱۹۷۲ قهرمان جام ملتهای اروپا شد.
گل پیروزی ۲ بر ۱ آلمان در برابر اسکاتلند با ضربه سر گرد مولر، در دیداری تدارکاتی در سال ۱۹۷۴در کارنامهٔ فوتبال باشگاهی مولر نیز عنوانهای افتخار فراوانی ثبت شده است. او ۱۵ سال برای باشگاه بایرن مونیخ توپ زد. در این مدت به همراه این تیم یکبار قهرمان باشگاههای جهان، سه بار قهرمان باشگاههای اروپا، یکبار قهرمان جام حذفی باشگاههای اروپا، چهاربار قهرمان آلمان و چهاربار قهرمان جام حذفی آلمان شد.
افزون بر آن، مولر در سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۷۲ لقب بهترین گلزن اروپا را از آن خود کرد. وی همچنین در سال ۱۹۷۰ از طرف کارشناسان فوتبال به عنوان بهترین بازیکن اروپا انتخاب شد. مولر دوبار نیز به عنوان بهترین بازیکن آلمان انتخاب شد.
افتخارها
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
شخصی
باشگاهی
- آقای گل لیگ آلمان:۱۹۶۷،۱۹۶۹،۱۹۷۰،۱۹۷۲،۱۹۷۳ ۱۹۷۴،۱۹۷۸
- آقای گل اروپا:۱۹۷۰،۱۹۷۲
- آقای گل جام جهانی:۱۹۷۰
- آقای گل جام ملتهای اروپا:۱۹۷۲
- مرد سال فوتبال آلمان:۱۹۶۷،۱۹۶۹
- بهترین بازیکن ۴۰ سال اخیر بوندسلیگا:۲۰۰۳-۱۹۶۳
- مرد سال فوتبال اروپا:۱۹۷۰
- انتخاب به عنوان موفقترین و بهترین گلزن تاریخ فوتبال جهان: ۲۰۰۰
ملی
- بایرن مونیخ (بایرن مونیخ)
- بوندسلیگا: قهرمان ۱۹۶۹،۱۹۷۲،۱۹۷۳،۱۹۷۴
- جام حذفی آلمان: قهرمان ۱۹۶۶،۱۹۶۷،۱۹۶۹،۱۹۷۱
- لیگ قهرمانان باشگاههای اوپا: قهرمان ۱۹۷۴،۱۹۷۵،۱۹۷۶
- جام باشگاهای جهان: قهرمان ۱۹۷۶
- جام برندگان اروپا: قهرمان ۱۹۷۶
- تیم ملی فوتبال آلمان
- جام جهانی فوتبال ۱۹۷۴: قهرمان ۱۹۷۴
- مسابقات قهرمانی فوتبال اروپا: قهرمان ۱۹۷۲
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ممنون از زندگینامه ی گرد مولر.
اگه از افنبرگ هم داشتی برامون بذار.............
اشتفان افنبرگ (به آلمانی: Stefan Effenberg) (زادهٔ ۲ آگوست ۱۹۶۸ در نایندروف، آلمان) بازیکن اسبق فوتبال آلمان است.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
دوران باشگاهی
اشتفان در دوم آگوست ۱۹۶۸ در شمال غربی آلمان و در شهرستان نایندروف هامبورگ به دنیا آمد. او در نوجوانی فوتبال را از تیم ویکتوریا هامبورگ آغاز کرد و بعد از درخشش در خط میانی این تیم در سال ۱۹۸۷ گلادباخ پیوست.افنبرگ خیلی زود شروع به درخشش در گلادباخ کرد و بعد از ۳ سال مورد توجه بایرن قرار گرفت . افنبرگ بعد از بایرن بهفیورنتینا رفت . سپس به گلادباخ برگشت و دوباره به بایرن پیوست و بهترین بازیهای دوران بازیگری خود را برای بایرن انجام داد. سپس به ولفسبورگ رفت و در تیم العربی از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.
دوران ملی
وی در سال ۱۹۸۸ مورد توجه تیم ملی امید آلمان قرار گرد و ۵ بازی برای تیم زیر ۲۱ سالههای آلمان انجام داد و ۱ گل هم زد. و همچنان روند ترقی را ادامه داد تا مورد توجه برتی فوگتس مربی وقت آلمان قرار گرفت. وی در تیم ملی هم در کنار بزرگان آلمان قرار گرفت و بعد ا ز گلزنی به اسکاتلند در یورو۹۲ به همراه آلمان به مقام نائب قهرمانی رسید.اما نکته سیاه زندگی افنبرگ در جام جهانی۱۹۹۴ شکل گرفت، وقتی که آلمانها با ارائه یک بازی ضعیف توانستند کره جنوبی رو ۳ بر ۲ از پیش رو بردارند. اما بعد از پایان بازی طرفداران با سوت زدن و الفاظ گوناگون تیم را متهم به ارائه بازی ضعیف کردند. در همین هنگام افنبرگ با تماشاگران درگیری لفظی پیدا کرد و با انداختن آب دهان به سمت آنان و اشاره انگشت عصبانیت خود را نشان داد. بعد از این عمل برتی فوگتس تصمیم به اخراج افنبرگ از اردو گرفت و از آن پس افنبرگ دیگر به تیم ملی برنگشت. حتی در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲ علی رغم دعوت همه جانبه آلمانها افنبرگ به تیم ملی پشت کرد.
افتخارها
باشگاهی
ملی
- بایرن مونیخ (بایرن مونیخ)
- جام حذفی آلمان: قهرمان ۱۹۹۹-۱۹۹۸ ۲۰۰۰-۱۹۹۹ ۲۰۰۱-۲۰۰۰؛ نایب قهرمان ۱۹۹۱-۱۹۹۰
- جام قهرمانان باشگاههای اروپا: قهرمان ۲۰۰۱-۲۰۰۰؛ نائب قهرمان ۱۹۹۹-۱۹۹۸
- جام قهرمانان باشگاههای جهان: قهرمان ۲۰۰۱
- لیگ آلمان: قهرمان ۱۹۹۹-۱۹۹۸ ۲۰۰۰-۱۹۹۹ ۲۰۰۱-۲۰۰۰؛ نایب قهرمان ۱۹۹۱-۱۹۹۰
- لیگ کاپ آلمان:۱۹۹۸؛۱۹۹۹
- تیم ملی آلمان
- مسابقات قهرمانی فوتبال اروپا: نایب قهرمان ۱۹۹۲
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
زندگی ورزشی توماس هاسلر
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
با بازیهایی که این جوان ارائه میده شاید باید بگم که ما هم صاحب یک مارادونا هستیم. اگر حالا در تیم ملی به تکنیک لیتبارسکی افتخار میکنیم، باید در تیم المپیک هم به تکنیک هاسلر بنازیم. به نظر میرسه ما بعد از نزدیک به هفتاد سال بالاخره طعم مدال المپیک در رشته فوتبال رو خواهیم چشید. این صدای گزارشگر شبکه ملی رادیویی آلمان بود که در هنگام المپیک ۱۹۸۸ به گوش میرسید واز بازیهای اعجاب انگیز توماس هاسلر چنان به وجد اومده که او رو مارادونای آلمان خطاب می کند. بله در همین دوره از بازیها بود که به لطف بازیهای تکنیکی جوان کوتاه قامت در تمام نقاط خط میانی، سرزمین ژرمنها صاحب تنها مدال المپیکی (برنز) تاریخ فوتبال خود شد.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]